تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
و عامل درد است وقتى كه تو از سبب آگاه گشتى كار براى تو سهل است . اين است قانون معارف هميشگى ما كه دانستن اسباب بر طرف كننده نادانيها است ، او .
( ( 274 ) ) گفت با خود هستش اندر مغز و رگ توى بر تو بوى آن سرگين سگ
من اين برادرم را به خوبى مىشناسم ، او از بامداد تا شبانگاه در ميان كثافتها و عفونتهاى متنوع براى به دست آوردن روزى غوطه ور است و چون هميشه به بوى كثيف عادت كرده است لذا بوى خوش عطر تباهش ساخته است . اين پديدهء عادت را سهل و ناچيز نشماريد براى اين بود كه جالينوس بزرگ چنين دستور مىداد كه براى بيمار آن چه را كه عادت كرده است بدهيد و اين رنج و آسيبى كه به بيمار رسيده به جهت ترك چيزهايى است كه به آنها اعتياد داشته است اين بىنواى خاك افتاده مانند جعل كارش سرگين كشيدن است و گلاب او را بىهوش خواهد ساخت . يگانه دواى او كه از اين رنج و شكنجه نجاتش خواهد داد همان سرگين سگ است كه مورد اعتياد اوست خداى ما فرموده است « الخبيثات للخبيثين » برو در پشت و روى اين كلام الهى بيانديش . اندرز گويان و خير خواهان كه در بازار پيرامون آن مرد دباغ صف كشيده بودند مىخواستند با عنبر و گلاب علاجش كنند و به هوشش بياورند ولى اين حقيقت را نمىدانستند كه :
( ( 282 ) ) مر خبيثان را نسازد طيبات در خور و لايق نباشد اى ثقات
بر گرديد و در احوال منكران پيامبران با دقت بنگريد آنان بدان جهت كه در لجنها و كثافتهاى هوى و هوس و شهوات غوطه ور شده بودند موقعى كه بوى روح افزاى وحى به مشام آنان نزديك مىشد گيج و كلافه مىگشتند و به پيامبران مىگفتند ما به وجود شما فال بد مىزنيم .