تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

موقع بد بختىها و نكبتها به عنوان داروى تخدير كننده به كار برده شود . به جملهء ذيل كه از پيشواى دين اسلام على عليه السلام ثابت شده است دقت كنيد : فانى سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله يقول فى غير موطن : « لن تقدس أمة لا يوخذ للضعيف فيها حقه من القوى غير متعتع . » ( 1 ) ( من در بيش از يك مورد از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : هيچ امتى مقدس نخواهد گشت ( به ايده آل مقدس خود نخواهد رسيد ، ) اگر حق ناتوانش را از نيرومندانش بدون فرو گذارى نگيرد ) . مسلم است كه در مقابل چنين دستور و ايدهء انسانى اغنيا و قدرتمندان بىكار ننشسته و خواهند گفت دين افيون عقول آدميان است نه بىنوايان كه اسلام از آنان طرفدارى مىكند . با دقت در آيات فوق جايى براى ترديد نمىماند كه دين الهى نه تنها نمىتواند وسيلهء تخدير باشد ، بلكه اساسىترين و منطقىترين تحريك بزندگى آگاهانه را دين الهى به عهده گرفته است .

3 - هر حقيقت سودمند و عالى كه دچار خواسته هاى حيوانى بشر واقع شود ، مىتواند به تباه كننده ترين مخدرات تبديل شود .

شما تاريخ بشرى را ورق بزنيد خواهيد ديد در هر دوره و عصرى عالىترين حقايق ايده آل انسانى وسيلهء بدترين تخدير شده است . از آن جمله - الف - وطن دوستى - چنان كه در مباحث مجلد هفتم گفتيم به طور طبيعى جايگاه تولد و زندگى آدمى ، كه كشتگاه وجود او تلقى مىشود ، فى نفسه مطلوب و مرغوب است و موضوع دفاع از وطن يكى از آرمانهاى طبيعى انسانى است ، زيرا هجوم بر وطن از يك نظر دقيق هجوم بر حيات انسانهاى ساكن آن وطن است [ البته با قطع نظر از مسائل جهان وطنى كه در افكار عاليه به طور تجريد شده مطرح مىگردد . ] با اين حال
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 3 ص 113 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 390 | محمد تقي جعفري