تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
( ( 240 ) ) اغنيا مانندهء سرگين كشان بهر آتش كردن گرمابه دان

آيا مالداران دنيا سرگين كشان تون گرمابهء اجتماعند ؟

تشبيهى كه جلال الدين در ابيات مورد تحليل وارد كرده ، بسيار جالب است مىگويد : شهوات و تمايلات حيوانى ما در اين دنيا مانند تون است . اين شهوات و تمايل ، اشخاص را به دو گروه تقسيم كرده است : گروهى در ميان خود همين تون مانند سرگين و هيزم مىسوزند و خاكستر مىشوند كه متاسفانه اكثريت جوامع انسانى را تشكيل مىدهند . گروهى ديگر از اين شهوات و تمايلات نيروى حرارت توليد نموده آب زلال درون را گرم مىكنند و خود انسانى را در آن آب شستشو مىدهند . در اين ميان مالداران و صاحبان ساير وسايل مقام و شهرت ، مانند آن سرگين كشان و هيزم جمعكنها هستند كه وسيله ى شعله ور گشتن تون خود و تون ديگران را آماده مىسازند . اين تشبيه چنان كه واضح است از جهات متعددى بسيار جالب است ، مخصوصاً از آن جهت كه شهوات و تمايلات را هيچ و پوچ معرفى نمىكند و مانند بودا هست را نيست فرض نمىكند ، بلكه شهوات تمايلات موجوده را ارزيابى نموده ، مىگويد نيروهاى بسيار لازم و طبيعى هستند اما نه براى آن كه تمام موجوديت انسانى را در خود غوطه ور بسازند و مانند هيزم تون ، خود گرم كننده را هم بخاكستر مبدل كنند . اما اين كه مىگويد : « اغنيا مانندهء سرگين كشان » قابل دو تفسير است . تفسير يكم - اين كه كار اين نيرومندان جز جمع كردن سرگين براى آتشين گرداندن طبايع حيوانى انسانها چيز ديگرى نيست ، لذا اينان هرگز از عظمت خود
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 372 | محمد تقي جعفري