( ( 235 ) ) نفس شهوانى ز حق كر است و كور
من به دل كوريت مىديدم ز دور
( ( 236 ) ) هشت سالت ز ان نپرسيدم به هيچ
كه پرت ديدم ز جهل پيچ پيچ
آيه
« سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً » 17 : 43 . ( 1 ) ( خداوند از آن چه كه مىگويند ، پاك و داراى عظمت بالاترى است )
( ( 219 ) ) اسم مشتق است ز اوصاف قديم
نى مثال علت اولى سقيم
( ( 220 ) ) ور نه تسخر باشد و طنز و دها
كر را سامع ضريرى را ضيا
آيا تمام اوصاف خداوندى مستند به صفات ذاتى و قديمى او است ؟
اين مسئله ميان متكلمين اسلامى مورد اختلاف نظر است . گروهى از آنان همهء اوصاف خداوندى را قديم مىدانند .
گروه ديگر بعضى از اوصاف را مانند علم و قدرت قديم و بعضى ديگر را حادث مىدانند بيت اول از دو بيت مورد تحليل مطلبى را در بر دارد كه شايد نظريهء ديگرى در اين مسئله باشد زيرا مضمون بيت اول اين است كه اسماء الهى مانند سميع و بصير و رازق و محيى و مميت از اوصاف قديمى خداوندى مشتق شده است . اين اشتقاق داراى دو معنى است :
معناى يكم - اشتقاق انتزاعى - به اين معنى كه سميع و بصير بودن خداوند از علم كه از صفات قديمى او است منتزع مىگردد و هيچ گونه تقدم و تاخرى ميان عالم بودن و سميع و بصير بودن او وجود ندارد . يعنى چنان كه خداوند از ازل عالم بود ، بدان جهت كه مفهوم علم بسيار گسترده است ، با نظر به معلومات مسموعى
هامش
( 1 ) سوره الإسراء ، آيهء 43 . .