تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
اكرم در همان حال پيروزى باز خود را مغلوب مشيت الهى مىدانست ، زيرا او مىدانست كه [ ما رميت إذ رميت و لكن الله رمى ] پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خطاب بان كفار بسته در زنجير مىفرمود :
( ( 4577 ) ) ز ان نمىخندم من از زنجيرتان كه بكردم ناگهان شبگيرتان
بلكه خنده‌ام بدان جهت است كه : -
( ( 4579 ) ) اى عجب كز آتش بىزينهار بسته مىآريمتان تا سبزه زار ( ( 4578 ) ) ز ان همىخندم كه با زنجير و غل مىكشمتان سوى سروستان و گل ( ( 4580 ) ) از سوى دوزخ به زنجير گران مىكشمتان تا بهشت جاودان
هر مقلدى ، خوب يا بد ، به همان صورت گرفتار در بند تقليد خود به پيشگاه خداوند كشيده مىشود . آرى : -
( ( 4582 ) ) جمله در زنجير بيم و ابتلا مىروند اين ره به غير اوليا ( ( 4583 ) ) مىكشند اين راه را پيكار وار جز كسانى واقف از اسرار كار
برو جهد كن و كوشش نما تا نور الهى در درونت فروزان گردد ، باشد كه خدمت و سلوك تو در سفر الهى سهل و آسان گردد ، در بارهء كودكان بيانديش ، خواهى ديد كه بزرگان دست آنان را گرفته و با زور و قهر به مكتب مىبرند ، زيرا آنان بفوائد تحصيل و مشقت در راه آن بينا نيستند ، اما همين كه از راز زور و قهر بزرگان آگاه شدند ، جانشان با رفتن بمكتب شكوفان مىگردد . كودك با حال آشفته و روان پر پيچ و خم بمكتب مىرود ، زيرا چيزى به عنوان مزد كارش نمىيابد ، ولى هنگامى كه در كيسه روح خود تدريجاً مزد و پاداش آن زحمات را احساس كرد از شوق و شعف تحصيل مانند دزدان حتى بىخوابيها را استقبال خواهد كرد ، تو امروز جهد كن تا با شكفتن روان پاداش اطاعت و بندگىات را دريابى ، آن گاه خواهى ديد كه نه تنها تحمل سختىهاى اطاعت و بندگى براى تو ناگوار نيست ، بلكه رشك به حال بندگان و مطيعان بارگاه ربوبى خواهى برد . اين كه خداوند مىفرمايد [ ائتيا كرها . . . ]
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 210 | محمد تقي جعفري