پرداخته است .
اگر قدرتى درمقابل قدرت ديگر صف آرايى نمايد ، و پس از گلاويزىهاى لازم و كافى يكى از قدرتها با شكست روبه رو شود ، در قاموس زندگى معمولى كه متاسفانه مبارزهء قدرتها را برسميت مىشناسد ، يك موضوع عادى جلوه مىكند .
اما اگر قدرتى فعاليت خود را در بارهء انسان يا جامعهاى پياده كند كه ياراى مقاومت در مقابل آن را ندارد ، اين قدرت را در اصطلاح عمومى : « مظلوم كش و ظالم پرست » مىنامند كه يكى از وقيحترين مظاهر حيوانيت انسان نماها است اين صفتى است كه حتى بعضى از حيوانات از آن استنكاف دارند ، زيرا مىگويند : گروه فراوانى از حيوانات مادامى كه حيوان ديگر در حال عرضهء قدرت نباشد و حالت گرسنگى و اضطرار طبيعى نداشته باشد قدرت خود را در نابود كردن حيوان به فعاليت نمىاندازد .
با اين حال اين انسان است كه نام خود را اشرف موجودات گذاشته و بدون احتياج به صرف قدرت و بدون اضطرار به عرضه ى نيرو ، مىزند و مىكشد و پاى مال مىكند چرا ؟ فقط براى اين كه قدرت دارد و زور آزمايى را مانند تنفس از هوا ضرورى مىداند و بر انداختن ناتوان را از صفحهء وجود ، براى خود افتخار تلقى مىكند اين است اشرف مخلوقات بلكه اگر در حال اين اشرف مخلوقات درست دقت شود خواهيم ديد كه موقعى كه حرص و جوش تملكش از حد مىگذرد ، مواد زندگى ساير انسانها را بنام قانون و حقوق به يغما مىبرد ، نه براى اين كه واقعا مىخواهد احتياج مادى خود را بر طرف بسازد ، بلكه فقط بدان جهت دست به يغما مىزند كه قدرت دارد ، پول دارد و تمكين دارد اين اشرف مخلوقات كارهاى زيادى دارد كه گفتنى نيست جلال الدين وضع او را در اين جمله خلاصه كرده است : « عامهء مظلوم كش و ظالم پرست » .
پيامبر اكرم به كدامين عامل خنده در بارهء آن اسيران به خندد ؟ كسى كه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 193
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٣