براى تو اثبات كند كه اين جامد نماها هم براى خود درك و هوشى دارند ؟ براى اثبات درك و هوش اين موجودات ، يك توجه عالمانه كافيست كه از اين همه فعاليتهاى شگفت انگيز درك و هوش آن را در يابد .
تو كه مىبينى جوش و تلاش كره خاكى با آن همه گلها و ارغوانهايش در صفحه خاك تيره را مىآرايد و حس زيبايى انسانها را اشباع مىكند ، چگونه خود را قانع مىسازى كه اين همه آب و تاب كيهانى محصول ندارد ؟ در اين دنيا تمايلى در نهاد ماده و نر ايجاد شده است كه با يكديگر هم آهنگ شوند و كار يكديگر را تكميل نمايند . گرايش مرد و زن به يكديگر حكمتى جز آن ندارد كه جهان به وجود خود ادامه دهد ، اين است حكمت متعاليهاى كه حق جلت عظمته در ميان اين دو صنف قرار داده است .
بار ديگر مىگوييم كه ميل هر جزئى از اجزاء جهان به جزء ديگر براى آن اتحاد اسرار آميز است كه آن را توليد محصول مىناميم . در به دو نظر شب و روز دو نمود مختلف و متضاد مىنمايند ، اما هر دو با عشق سوزان دنبال يك حقيقت را گرفتهاند . طبايع هستى در شباهنگام ، نيروها مىاندوزند و در هنگام روز آن را خرج مىكنند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 158
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٨