تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

آيهء مورد بحث لفظ كلمه را در بر دارد كه معناى لغويش لفظ قابل استعمال است ولى معانى متعددى را در بر دارد كه از آن جمله است : مشيت و فعل ( كار ) . به نظر مىرسد مقصود از كلمه در آيهء مباركه همان معناى عمومى باشد كه شامل سخن و كردار مىشود . آيهء شريفه مىگويد : گفتار و كردار پاكيزه داراى ريشهء ثابت است كه جريان حوادث و بروز فراز و نشيبهاى تاريخ و تحولات جاريه در شئون بشرى و تنوعات زندگى نمىتواند آن را متزلزل كند و همواره ميوه ها و نتايج سودمند خود را به انسانها خواهد بخشيد . اين همان مضمون است كه در آيهء زير هم ديده مىشود : - « فَأَمَّا اَلزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَأَمَّا ما يَنْفَعُ اَلنَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي اَلأَرْضِ 13 : 17 . . . » ( 1 ) ( اما كفهاى ناپايدار مىرود و پوچ مىشود ، ولى آن چه كه به حال مردم سودمند است در روى زمين ثابت مىماند ) . آرى در روى كرهء خاكى ما هر روز ميلياردها سخن گفته مىشود و ميلياردها كار صورت مىگيرد و زوال و بقاى هر يك از آن گفتارها و كردارها بستگى به مقدار بهره مندى آنها از واقعيات دارد . گردونهء تاريخ شب و روز بگردش خود ادامه مىدهد و حوادث و گفتار و كردارهاى آدميان را تفكيك نموده ، كه بىهوده و مضر است به زباله دان تاريخ ميريزد و آن چه كه سودمند و از واقعيات بهره مند است ، به صورت جزئى از خود در آورده در پيش برد وضع بشرى و در حفظ ايده هاى عالى تأثير مىبخشد . از آن روز كه ارسطو گفته است : « دائره بيش از يك نقطه ى مركزى ندارد » تا كنون ميلياردها سخن گفته شده و در فضاى محدود و نامحدود يك يا چند جامعه طنين انداز گشته است و سپس خاموش شده و از بين رفته است ، اما اين جمله با ريشهء ثابتى كه در واقعيات دارد . هنوز بهستى و سودمندى خود ادامه مىدهد . همچنين از آن روز كه سقراط گفته است : « خودت را بشناس » پيامبران

هامش
( 1 ) سوره الرعد ، آيهء 17 . .