تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦

مطلب چهارم - اگر همهء انسانها به عبادت مزبور موفق شدند سپس چه ؟

مىگويند : بسيار خوب ، ما مىپذيريم كه عبادت مفهوم بسيار وسيع تر از آن دارد كه در دهانهاى معمولى رواج دارد ، باز اين سؤال وجود دارد كه نتيجهء نهايى از اين گونه زندگى پاك و اعلا چيست ؟ مىگوييم : اين سؤال شبيه باينست كه پس از سپرى كردن مشاهده و پذيرش قطرات آب ، وارد اقيانوس بىكران شويم ، و گفته شود : سپس چه ؟ يا پس از آن كه مواد و عناصر جامد تركيب و تفاعل يافتند و حيات را بوجود آوردند و حيات هم رشد پيدا كرد و آمادهء پذيرش و فعاليت روح شد ، گفته شود : سپس چه ؟ اين سؤال كننده بايد بداند كه اين سؤال يادگار دوران پيش از انقلاب قطره به دريا و عناصر بىجان بروح است ، و به همين جهت است كه توقع همان سنخ از پاسخ را دارد كه در همان دوران پيشين به سؤالاتش گفته مىشد . مثلًا ميل دارد كه در سؤال از چگونگى روح ، بعد عرض و طول و كيفيتهاى رنگى و حركت و سكون جسمانى را بشنود و به طور كلى گمان مىكند : چون و چراها همانهاست كه پيش از انقلاب به او مطرح گشت و جوابها هم بايد سنخ همان پاسخ بوده باشد بايد به اين گم شدهء بىنوا گفت : كه دوست عزيز ، صحنه عوض شده است ، در آن موقع وقتى كه مىپرسيدى چرا دستت را حركت دادى و هدف تو چه بوده است ؟ به تو مىگفتند : ارادهء من كه براى بر داشتن قلم تحريك شده بود ، دستم را تحريك كرده است . اگر بار ديگر مىپرسيدى چرا مىخواستى قلم را بردارى و هدف تو چه بوده است ؟ باز پاسخ مناسب به آن مىشنيدى . اما اگر نوبت سؤال شما به آن جا برسد كه بپرسى چرا احساس مىكنى كه بايد از خود دفاع كنى ؟ امكان ندارد كه پاسخى شبيه به پاسخهاى گذشته را بشنوى ، زيرا دفاع از خود هدفى است كه از ذات فاعل مىجوشد ، نه از خارج .