مبسوط خواندهام ، فرزندان من ، اگر چه من سواد زياد ندارم با وجود اين از حيث احساسات از اقران خويش برترم . البته قيافه تو چندان بد نيست ، بارى فرزند گرامى من بكوش كه مردى شرافتمند باشى و به هيچ روى خود خواه و متكبر مباش ، آينده درخشانى در انتظار تو است . وظيفه ات را خوب انجام بده . اين بود كه مىخواستم به اطلاع تو برسانم . ( 1 ) ايخمنيف با لحن تاثر آورى سخنان همسرش را قطع كرد و گفت : - نه او بيمار نيست . . . اين احساسات و تاثرات تقاضاى سن است كسى سر از تخيلات و هوسهاى دختران در نمىآورد . ( 2 ) ديده گانش از شدت عشق برق مىزد و با لذت زايد الوصفى به آليوشا نگاه مىكرد و معلوم بود جهان هستى را به كلى فراموش نموده و در وجود آليوشا مستهلك شده است . ( 3 ) مقصود من آن است كه من هم مىخواهم مانند مردان متاهل بسر برم و وسايل معاش خويش را به دست خويش فراهم كنم . ناتاشا مكرر به من گفته است كار كردن بمراتب از انگل ديگران بودن بهتر است . ( 4 ) خواهى گفت در عوض او شهرت خوبى باقى گذاشت ، ليكن آيا بهترين شهرت درد گرسنگى را تسكين مىدهد ؟ ( 5 ) برخى از روزها غم و اندوه آناآندريونا به منتها درجه مىرسيد و زار زار مىگريست و پيوسته نام دختر زيبايش را بر زبان مىراند و حتى در حضور شوهرش از محسنات جوانمردى و مضرات قساوت قلب سخن مىراند و گاهى مىگفت :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 52
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٢
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 43 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 47 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 63 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 67 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 80 - 79 . .