بيان اشارت سلام سوى دست راست در قيامت از هيبت محاسبهء حق و از انبياء استعانت و شفاعت خواستن
( ( 2165 ) ) رو به دست راست آرد در سلام
سوى جان انبيا و آن كرام
( ( 2166 ) ) يعنى اى شاهان شفاعت كاين لئيم
سخت در گل ماندش پا و گليم
( ( 2167 ) ) انبياء گويند روز چاره رفت
چاره آن جا بود و دست افزار زفت
( ( 2168 ) ) مرغ بىهنگام اى بد بخت رو
ترك ما گو خون ما اندر مشو
( ( 2169 ) ) رو بگرداند به سوى دست چپ
در تبار و خويش گويندش كه خب
( ( 2170 ) ) هين جواب خويش گو بر كردگار
ما كهايم اى خواجه دست از ما بدار
( ( 2171 ) ) نى از اين سو نى ز آن سو چاره شد
جان آن بىچاره دل صد پاره شد
( ( 2172 ) ) از همه نوميد گردد آن دغا
پس بر آرد هر دو دست اندر دعا
( ( 2173 ) ) كز همه نوميد گشتم اى خدا
اوّل و آخر تويىّ و منتها
معنى تسليم اين اى مقتدى
كه تو اى حق هادى و ما مهتدى
هر چه فرمايى تو منقاديم ما
با قضاى جرم هم شاديم ما
( ( 2174 ) ) در نماز اين خوش اشارتها ببين
تا بدانى كاين بخواهد شه يقين
هست اميدى عنايت در رسد
گردد او ايمن ز حبل من مسد
( ( 2175 ) ) بچه بيرون آر از بيضهء نماز
سر مزن چون مرغ بىتعظيم و ساز
آيه
« وَاِمْرَأَتُه حَمَّالَةَ اَلْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ . » 111 : 4 - 5 ( 1 ) ( و زن او ( ابو لهب ) كه هيزم را ( براى آتش كردن و در راه پيامبر انداختن ) حمل مىكرد ، در گردنش طنابى از ليف آتشين . )
هامش
( 1 ) سوره مسد ، آيهء 3 و 4 . .