( ( 2198 ) ) كارها ز آغاز از غيب است و سر
عاقل اول ديد و آخر آن مُصر
( ( 2199 ) ) اولش پوشيده باشد آخران
عاقل و جاهل ببيند در عيان
( ( 2200 ) ) گر نبينى واقعهء غيب اى عنود
حزم را سيلاب كى اندر ربود
روايت
عن امير المؤمنين عليه السلام : « اول راى العاقل آخر راى الجاهل . » ( 1 ) ( آغاز راى خردمند ، پايان راى نادان است . )
( ( 2183 ) ) دستها در نوحه بر سر مىزدند
كافر و ملحد همه مخلص شدند
( ( 2184 ) ) با خدا با صد تضرع آن زمان
عهدها و نذرها كرده به جان
( ( 2185 ) ) سر برهنه در سجود آنها كه هيچ
رويشان قبله نديد از پيچ پيچ
دريغا ، بشر طعم سجده را موقعى مىچشد كه از معبد الهى در حال بيرون رفتن است
چون در بارهء موضوع مرگ در يكى از مجلدات آينده مشروحا بحث خواهيم كرد ، لذا در اين جا تنها به بيان شيواى ويكتور هوگو : كه ترسيم فوق العاده جالبى را در غرق شدن كشتى گروهى كشتى نشينان صورت داده است ، قناعت مىكنيم : در آن كشتى كه عدهاى از افراد مختلف نشسته بودند ، يك نفر استاد دانشگاه آكسفورد هم وجود داشت .
وقتى كه كشتى به ورطهء مرگبار گرداب مىرسد ، ناخدا به طرف آن استاد پيش مىآيد » ناخدا سلام كرد ، ولى اين پير مرد كه رداى استادان دانشگاه آكسفورد
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 548 . .