تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
( ( 2198 ) ) كارها ز آغاز از غيب است و سر عاقل اول ديد و آخر آن مُصر ( ( 2199 ) ) اولش پوشيده باشد آخران عاقل و جاهل ببيند در عيان ( ( 2200 ) ) گر نبينى واقعهء غيب اى عنود حزم را سيلاب كى اندر ربود

روايت

عن امير المؤمنين عليه السلام : « اول راى العاقل آخر راى الجاهل . » ( 1 ) ( آغاز راى خردمند ، پايان راى نادان است . )

( ( 2183 ) ) دستها در نوحه بر سر مىزدند كافر و ملحد همه مخلص شدند ( ( 2184 ) ) با خدا با صد تضرع آن زمان عهدها و نذرها كرده به جان ( ( 2185 ) ) سر برهنه در سجود آنها كه هيچ رويشان قبله نديد از پيچ پيچ

دريغا ، بشر طعم سجده را موقعى مىچشد كه از معبد الهى در حال بيرون رفتن است

چون در بارهء موضوع مرگ در يكى از مجلدات آينده مشروحا بحث خواهيم كرد ، لذا در اين جا تنها به بيان شيواى ويكتور هوگو : كه ترسيم فوق العاده جالبى را در غرق شدن كشتى گروهى كشتى نشينان صورت داده است ، قناعت مىكنيم : در آن كشتى كه عده‌اى از افراد مختلف نشسته بودند ، يك نفر استاد دانشگاه آكسفورد هم وجود داشت . وقتى كه كشتى به ورطهء مرگبار گرداب مىرسد ، ناخدا به طرف آن استاد پيش مىآيد » ناخدا سلام كرد ، ولى اين پير مرد كه رداى استادان دانشگاه آكسفورد
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 548 . .