( ( 2075 ) ) چون ز ساعت ساعتى بيرون شدى
چون نماند ، محرم بىچون شوى
ساعتى بيرون شو از ساعت دلا
تا ز چونى وارهى و از چرا
( ( 2076 ) ) ساعت از بىساعتى آگاه نيست
ز آن كه آن سو جز تحير راه نيست
( ( 2077 ) ) هر نفر را بر طويلهء خاص او
بستهاند اندر جهان جستجو
( ( 2078 ) ) منتصب بر هر طويله رايضى
جز به دستورى نيايد رافضى
از هوس از يك طويله گر رود
در طويلهء ديگرى اندر شود
( ( 2079 ) ) از هوس گر از طويله بگسلد
در طويلهء ديگرى سر بر كند
( ( 2080 ) ) در زمان آخورچيان كز حق خوشند
گوشهء افسار او آن سو كشند
( ( 2081 ) ) حافضان را گر نبينى اى عيار
اختيارت را ببين بىاختيار
( ( 2082 ) ) اختيارى مىكنى و دست و پا
برگشا دستت ، چرا حبسى ؟ چرا
( ( 2083 ) ) روى در انكار حافظ برده اى
نام تهديدات نفسش كرده اى
( ( 2063 ) ) گفت اگر اسمى شود غيب از ولى
آن ز استغراق دان نز جاهلى
مطرح نشدن ظواهر براى راد مردان الهى ، نه از روى نادانى است ، بلكه از روى استغراق در حقايق برترين است
اين مطلب را كه جلال الدين در بيت مورد تحليل متذكر مىشود ، داراى ارزش علمى فوق العادهاى است ، به توضيح اين كه :
غالباً اشخاصى كه مراحلى از تكامل روحى را مىپيمايند ، در مقابل حقايق روبنايى جهان و انسان ، جاهل نما و بهت زده و گاهى كاملًا بىاعتنا ديده مىشوند .
اين پديده مردم ساده لوح را گيج و حيران مىسازد ، از خود و ديگران مىپرسند اگر واقعاً اين راد مردان پى به حقايق عالى بردهاند ، بچه دليل از حقايق روبنايى جهان و انسان روىگردان يا جاهل و گيجاند ؟ البته اين سؤال و استبعاد با نظر به شرايط ذهنى