يك درخت شدن آن هفت درخت
( ( 2046 ) ) گفت راندم پيشتر من نيك بخت
باز شد آن هفت جمله ، يك درخت
( ( 2047 ) ) هفت مىشد ، فرد مىشد هر دمى
من چسان مىگشتم از حيرت همى
( ( 2048 ) ) بعد از آن ديدم درختان در نماز
صف كشيده چون جماعت كرده ساز
( ( 2049 ) ) يك درخت از پيش مانند امام
ديگران اندر پس او از قيام
( ( 2050 ) ) آن قيام و آن ركوع و آن سجود
از درختان بس شگفتم مىنمود
( ( 2051 ) ) ياد كردم قول حق را آن زمان
گفت النجم و شجر را يسجدون
( ( 2052 ) ) اين درختان را نه زانو نه ميان
اين چه ترتيب نماز است آن چنان ؟
( ( 2053 ) ) آمد الهام خدا كاى با فروز
اين عجب دارى ز كار ما هنوز
آيه
« وَاَلنَّجْمُ وَاَلشَّجَرُ يَسْجُدانِ 55 : 6 . » ( 1 ) ( ستاره و درخت به خدا سجده مىكنند )
تفسير ابيات
دقوقى مىگويد : باز پيشتر رفتم و ديدم همهء آن هفت درخت يك درخت شدند اما اين دفعه ديدم اين دگرگونى تكرار مىشود ( يك درخت هفت و هفت درخت يك درخت مىشود ) آن گاه ديدم همهء آن درختان صف كشيده مانند نماز جماعت به نماز ايستادهاند و يكى از آن درختان در جلو ايستاده ، بقيه در پشت سر به آن درخت اقتدا كردهاند .
آن قيام و ركوع و سجود كه در درختان مىديدم ، به شگفتى بيشترى فرو مىرفتم ، در همان لحظات بود كه فرموده ى خدا را به ياد آوردم كه ستاره ها و درختان هم در پيشگاه او سجده مىكنند .
جاى بس تعجب بود كه آن درختان نه كمر داشتند و نه زانو ، خدايا اين چه نمازى است ؟ الهام خداوندى به تعجبهايم پايان داد و مىگفت : تو هنوز از كارهاى ما تعجب مىكنى
هامش
( 1 ) سوره الرحمن ، آيهء 7 . .