تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
از شخصيت به كلى محروم مىسازد ، در عين حال كه روابط خانوادگى و وطن و بشريت به طور كلى و رابطه در ايده ئولوژى براى او مطرح است ، شخصيت خود را از تفاله هاى و پوستهاى زائد و مضر آن روابط دور مىدارد . اين خلوت پديدهء بسيار عالى است ، و براى به دست آوردن آن هيچ گونه احتياجى به خزيدن به گوشهء خانه و فرار كردن به بيابانها و مغارهء كوهها نيست . بايد اعتراف كرد كه چنين خلوت و كناره گيرى با اين كه براى افراد فراوانى امكان پذير است ، ولى عملا كار بس دشوارى است . زيرا متأسفانه معمولا هم در ساخته شدن شخصيت و هم در ادامه و تحول يافتن آن ، محيط و روابط اجتماعى تاثير شديد دارد به طورى كه كه براى تعديل آن تاثير و حفظ شخصيت و بهره بردارى از استقلال آن ، گذشتها و مبارزات شديدى لازم است . اما چون نتيجهء فوق العاده‌اى در دنبال دارد ، لذا مىتوان گفت : آن همه تلاش و گذشت به چنان نتيجه‌اى كه انسان را به مالكيت به شخصيت مىرساند ، مىارزد . 4 - خلوت با خود به معناى مطرح كردن و بررسى خويشتن و تشخيص بايستگىها و شايستگىهايى كه در راه رشد شخصيت لازم است . اين افراد واقعاً در اقليتاند . افرادى كه به اين مرحله مىرسند ، چنان كه مىتوانند خود را بسازند ، مىتوانند شخصيتهاى ديگر را هم بسازند . اين خلوت با خود هر اندازه كه همراه با دانش و بينش باشد ، به همان اندازه مثمر تر و نتيجه بخش تر مىشود . به همين جهت است كه مىگوييم : هر كس كه بتواند بدون اين كه غرق شود ، وارد اقيانوس خويشتن گردد و به سير و سياحت و شناورى و استخراج مواد پر قيمت روح موفق شود ، اوست كه مىتواند انسانى بسازد و جهانى را تغيير بدهد . 5 - خلوت انس با خدا - غالبا مردم در اين باره اشتباه بزرگى مرتكب مىشوند و خلوت را به معناى كناره گيرى از دو قلمرو انسان و طبيعت تفسير كرده مىگويند : خدا را در گوشه هايى از جهان مىتوان ديد كه جاندارى در آن جا پيدا نشود ، سكوت
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 339 | محمد تقي جعفري