تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧

و ان صبت عليهم المصائب لجئوا الى الاستجارة بك علما بان أزمة الأمور بيدك و مصادرها عن قضائك » . ( 1 ) ( بار خدايا ، تويى مانوسترين انس گيرندگان با دوستانت و حاضرتر از همهء موجودات به كفايت كردن به امور انسانى كه به تو توكل كرده است . درون آنان را مىبينى و از دلهاى آنان آگهى ، اندازهء بينايى آنان را مىدانى ، رازهاى پوشيدهء آنان به تو آشكار و دلهايشان مشتاق تو است . اگر بيگانگى از همهء موجودات آنان را بوحشت بيندازد ، با ياد تو مانوسند و اگر مصيبتها به سوى آنان سرازير گردد پناه به تو مىآورند ، زيرا مىدانند كه زمام امور به دست تو و ريشه هاى آنها وابسته قضاى تو مىباشد . )

( ( 1615 ) ) چون ز خالق مىرسيد او را شمول بود از انفاس مرد و زن ملول

آيا خلوت و كناره گيرى براى روح سودمند است ؟

خلوت و كناره گيرى معانى مختلفى دارد كه هر يك از آنها داراى خصوصيتى است . از آن جمله : 1 - خلوت به طور مطلق به قصد اعراض از انسانها ، بدان جهت كه همهء مردم بد و زشت و هيچ فردى از انسانها قابل انس و الفت نيست . اين معنى روشى است ضد عقل و وجدان و مخالف شرع مقدس اسلام . كسى كه به همهء انسانها بد بين باشد ، با اين كه مىبيند : افرادى وجود دارند كه به تمام دنيا مىارزند و نيز مىبيند كه اكثر افراد قابل تعليم و تربيت هستند و كسى از آنها ذاتا بد نيست . با اين ملاحظات بايد گفت : چنين انسان يا جنگل نشين است يا بايستى يك
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 2 ص 248 . .