تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
و جهشهاى فكرى و عقلانى از ميانسالى ببالاتر بروز مىكند . واحدهايى را كه عقل انسانى بعنوان عناصر تعقل در جريان خود در بر دارد ، پس از انقطاع رشتهء تعقل يا به جهت تغيير واحدها ، بمادهء ديگرى در مغز تبدل نمىيابد . بلكه مانند ابداعاتى است كه در جريان تعقل بوجود مىآيند و سپس نيست مىگردند . مگر اين كه اهميت واحدهاى مفروض ، آنها را به مركز حافظه تحويل داده در آن جا بايگانى كند . بهر حال تا كنون هيچ يك از دانشمندان علوم مربوطه بروانشناسى و ارگانيسم مغز نتوانسته است چنين ادعايى را ثابت كند كه تعقل به طور عينى در مغز وجود پيدا مىكند . آن چه كه در قرن اخير در توضيح مادى تعقل و تفكر صورت گرفته است ، كوشش سودمندى در نشان دادن خواص طبيعى تفكر و تعقل در مغز و علامات و انعكاسات مادى آنها در مغز و انگيزه هاى تفكر و تعقل و اين كه چه چيز در مغز ايجاد مىشود كه آن را از تخيل و تجسيم و اراده متمايز مىسازد ، بوده است . اما خود تعقل و تفكر به عنوان يك موجود فيزيكى در مغز مانند خود سلولها نشان داده نشده است . تازه ترين تحقيقى كه در اين باره صورت گرفته است بقرار زير است : « تفكر پيش از آن كه در خصوص امكان وجود ماشين متفكر به بحث بپردازيم لازم است معنى كلمهء » تفكر « را روشن كنيم . تعريف مفاهيم مشكل آن هم به شكل كوتاه و مجمل كه تمام جهات و وجوه را در بر گيرد بسى دشوار است ، تفكر در عداد اين مفاهيم به شمار مىآيد . از نقطهء نظر فلسفى و گنسولوژى ( علم معرفت ) تفكر انعكاس عمومى واقعيت مغز آدمى است : تفكر ظهور عمليات عصبى است ، تأثيرات متقابل تأثر و باز دارى است كه در ساختمان عصبى جنبش دارد . هر دو تعريف هم فلسفى و هم فيزيولوژيكى داراى يك نقص است ، در اين تعاريف تصريح شده كه تفكر با مغز ارتباط دارد و بروشنى تأكيد گشته كه تفكر يكى از
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 314 | محمد تقي جعفري