تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
ايستاده و ميان آنها پرده هاى تاريكى آويخته شده است ، براى وصول به آنها به دليل و راهنما نيازمند است .
عقل با حس زين طلسمات دو رنگ چون محمد با ابو جهلان به جنگ خاك زن در ديدهء حس بين خويش ديدهء حس دشمن عقل است و كيش ( 1 )
در پيكار دائمى عقل و حواس ، نظارت دقيق خود را از دست مدهيد . با كوچكترين غفلت ، حواس نزديك بين شما عقل را اسير طلسمها و گردابهاى بىسر و ته خواهد ساخت . چنان كه در مباحث گذشته گفته‌ايم ، بكوشيد حواس شما از وظيفهء طبيعى خود تجاوز نكند ، با تمام صدق و امانت برود و مواد خام را از جهان عينى جمع آورى نموده ، تحويل كارگاه عقل بدهد . اگر چنين سازگارى ميان عقل و حواس به وجود نيايد ، نه تنها كارگاه عقل مستهلك و از بين خواهد رفت ، بلكه خود حواس هم بدون وجود فرمانده دانايى مانند عقل در بيابان بىكران محسوسات جزيى و غير مربوط به هم ديگر افسرده و از كار خواهد افتاد .

57 - ارتفاعات عقل را با بلنديهاى مكانى ( هندسى ) اشتباه نكنيد .

اين بلندى نيست از روى مكان اين بلندىهاست سوى عقل و جان ( 2 )
استعمال كلماتى از قبيل پايين و بالا و كوتاهى و بلندى و سطحى و عميق ، تنگ و باز و گسترده و سبك و سنگين كه همه و همه از خواص اجسام و ابعاد هندسى است در مفاهيمى از قبيل عقل و روح ، بلكه در تمام مفاهيم روانى جز تشبيه معقول بر محسوس چيز ديگرى نيست ، زيرا ماهيت پديده هاى روانى از مقولات كمى و كيفى اجسام به كلى
هامش
( 1 ) دفتر دوم ، ص 103 بيت 61 و 63 . .
( 2 ) دفتر دوم ، ص 109 بيت 18 . .