تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
عقل دشنامم دهد من راضيم ز انكه فيضى دارد از فياضيم مائده عقل است نى نان و شوى نور عقلت اى پسر جان را غذى ( 1 ) دل چو بر انوار عقل پير زد ز ان نصيبى هم به دو ديده دهد ( 2 )
1 - حواس طبيعى انسانى اسير و تابع عقل اوست ، زيرا وقتى كه عقل از روى اصول و قواعد هدفهايى را براى خود پى ريزى كرد ، حواس را به سوى تحصيل وسايل و مقدمات آن هدفها مىگرداند . مثلًا مرد خار كن كه پيدا كردن خار و كندن و جمع آورى آن را هدف خود قرار داده است ، ديده گان خود را در دشتها و تپه ها به آن نقاط مىگرداند كه احتمال وجود خار مىرود . گوشهايش را آماده كرده است كه خبرى از وجود خار در فلان نقطه بشنود و به آن نقطه رهسپار گردد . 2 - بالعكس ، عقل انسانى از تجربيات و مشهودات حواس ، مواد خام پديده ها و روابط را مىگيرد و روى آنها قانون مىسازد و كليات را تجريد مىكند ، به طورى كه مىتوان گفت : عمدهء ورزيدگى عقل مرهون فعاليتهاى حواس طبيعى است . 3 - جان آدمى دستهاى بستهء عقل را باز مىكند . يعنى چه ؟ مقصود اين است كه بدان جهت كه روح و جان انسانى ما فوق عقل بوده و عقل چونان كار گردان امين براى آن است ، لذا مىتواند اشتباهات و خطاها و ميدانهايى را كه عقل مىتواند در آنها به فعاليت بپردازد ، گوشزد نمايد . تبصره - جلال الدين در بيت سوم ميان عقل و خرد تفاوت قائل شده ، مىگويد : عقل از روى جويبار حوادث يا حقايق درونى و بيرونى خس و خاشاك را كنار مىزند ، تا خرد آدمى بتواند آب جويبار را ببيند . اين مطلب مبتنى به اين مسئله است كه عقل با استخدام استعداد و هوش و علم مىتواند خرد را كه از محصولات و مواد آماده شده به وسيلهء عقل بهره بردارى مىكند ،
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 247 بيت 10 و 11 . .
( 2 ) دفتر سوم ، ص 206 بيت 63 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 285 | محمد تقي جعفري