بگذار بىپرده بگويم : اگر در اين نقاط توقف بىاعتنا بگذرى و سر به پايين انداخته به سير خود ادامه بدهى ، نخستين لحظات روشنايى و روشنگرى ذاتى تو علامت خطر را روشن خواهد ساخت .
اگر به آن علامت هم اعتنايى نكنى ، مدتى سير قهقرا در پيش دارى و سپس سقوط به سيه چال نيستى . چرا پيش بينىهاى عظماى بشريت را در بارهء سر نوشت ، به منزلهء اخطار جدى تلقى نكردى ، تا در اين دوران ما ، مردم بديوانگى خود نبالند و نشانهء دست يافتن به جنون را چونان پرچم پيروزى موفقيت آميز بر تارك تاريخ نصب كنند
48 - به مقام والاى حيرت گام بگذاريد ، در آن موقع اگر به خود بياييد خواهيد ديد عقول ورزيده بشما رشك مىبرند .
آن چنان مستى مباش اى بىخرد
كه به عقل آيد پشيمانى خورد
بلكه ز ان مستان كه چون مىمىخورند
عقلهاى پخته حسرت مىبرند ( 1 ) عقل به فروش و هنر حيرت بخر
رو به خوارى نى بخارا اى پسر ( 2 ) خيره گشتم خيرگى هم خيره گشت
موج حيرت عقل را از سر گذشت ( 3 ) زين سر از حيرت گر اين عقلت رود
هر سر مويت سر و عقلى شود ( 4 )
در آخر مجلد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى ، مباحثى را تحت عنوان حيرت مطرح كردهايم ، مراجعه شود . در اين مورد نكتهاى وجود دارد كه به طور اختصار بيان مىكنيم :
مستى و هوى و هوس و تحيرهاى جاهلانه را ، نبايد با حيرت عالى كه پس از طى مراحل لازم از دانش و بينش به انسان دست مىدهد ، مخلوط كرد ، آن گونه مستىها
هامش
( 1 ) دفتر سوم ، ص 48 بيت 37 و 38 . .
( 2 ) دفتر سوم ، ص 155 بيت 27 . .
( 3 ) دفتر سوم ، ص 169 بيت 10 . .
( 4 ) دفتر چهارم ، ص 238 بيت 57 . .