پس از اين رو علم سحر آموختن
نيست ممنوع و حرام و ممتهن
بهر تمييز حق از باطل نكوست
سحر كردن شد حرام اى مرد دوست
( ( 1236 ) ) بعد از آن اطلاق و تبشان شد پديد
كارشان تا نزع و جان كندن رسيد
( ( 1237 ) ) پس فرستادند مردى در زمان
سوى موسى از براى عذر آن
( ( 1238 ) ) كامتحان كرديم ما را كى رسد ؟
امتحان تو اگر نبود حسد
( ( 1239 ) ) مجرم شاهيم ما را عذر خواه
اى تو خاص الخاص درگاه إله
( ( 1240 ) ) عفو كرد و در زمان نيكو شدند
پيش موسى ساجد و دو تو شدند
در گذر از ما كه ما كرديم بد
اى تو را الطاف و فضل بىعدد
( ( 1241 ) ) گفت موسى عفو كردم اى كرام
گشت بر دوزخ تن و جانتان حرام
( ( 1242 ) ) من شما را خود نديدم اى دو يار
اعجمى سازيد خود را ز اعتذار
( ( 1243 ) ) همچنان بيگانه شكل و آشنا
در نبرد آييد پيش پادشا
آن چه باشد مر شما را از فنون
جمع آريد از برون و از درون
( ( 1244 ) ) پس زمين را بوسه دادند و شدند
انتظار وقت فرصت مىبدند
روايت
« تنام عيناى و لا ينام قلبى » ( 1 )
تفسير ابيات
خداوند آن چنان كه به پيامبر اكرم وعده داده بود انجام داد و بلكه بيشتر از آن . پيامبر در زير خاكها خوابيد و بخت و اقبالش در جهان پاينده ماند .
آرى پسر جان ، آن ساحر است كه وقتى بخوابد كار ساحرانهء او از رونق مىافتد . سپس آن دو جوان از قبر پدرشان براى ورود در پيكار سخت به سوى شهر روان گشتند و سراغ خانهء موسى عليه السلام را گرفتند .
هامش
( 1 ) مسند ، احمد بن حنبل ، ج 1 ص 220 - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 175 . .