تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
نظر گرفتن تمايل شما هر چه بخواهد و بپذيرد اجرا مىكند ، و از شما نمىپرسد كه چه بايدش كرد . . » . آفرين احسنت ، اتفاقا عقيدهء من نيز مو بمو هم اين است . آقايان من ، البته مرا مىبخشيد كه مدتى است از فلسفه كنار كشيده‌ام ، زيرا در اثر اين كار چهل سال تاريكى داشتم پس حالا مىتوانيد لطفا به من اجازه بدهيد كمى تصور و خيال كنم . توجه كنيد : آقايان من ، عقل و خرد چيز خوبى است ، هيچ كس بر اين مطلب اعتراضى ندارد ، ولى عقل و خرد هميشه عقل و خرد است و عقل و خرد خواهد بود ، و تنها غذاى روان و فكر آدمى است ، در صورتى كه اميال و خواهشها ، بر عكس اين عقل و خرد ، نمايشى از مجموع زندگانى بشرى است . مىخواهم بگويم ، كليهء زندگانى بشرى و هر چه در زير و بم اين زندگانى وجود دارد است ، و اگر اين زندگانى در تظاهرات آشكارش ، به صورت مبتذل ، ژنده ، پوسيده و پليدى نيز جلوه كند ، باز هم زندگى است ، و بعقل و درايت ربطى ندارد ، زندگى است و نه يك فرمول رياضى ، جذر و كعب و معادله « ( 1 )
هامش
( 1 ) يادداشتهاى زير زمينى داستايوسكى ، ترجمه آقى رحمة اللهى ، ص 42 تا 60 . .