كند . « 1 » -
( 1 ) ابو رافع در بارهء آيهء :
وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
« 2 » - مىگويد : پيامبر ( ص ) على ( ع ) را با گروهى در پى ابو سفيان فرستاد و در راه باديهنشينى از خزاعه به آنها برخورد و گفت : جماعت ، بر شما بسيج شدهاند ، و آنها گفتند : «
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
» ، پس اين آيه نازل شد . « 3 » « 4 »
( 2 ) ابن مسعود اين آيهء شريفه را :
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
« 5 » - چنين مىخواند : «
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
بعلىّ بن ابى طالب
وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً
» « 6 » « 7 » .
هامش
( 1 ) همان .
( 2 ) آل عمران / 173 ؛ و گفتند : خدا ما را بسنده است و چه نيكو ياورى است ، پس از جنگ بازگشتند در حالى كه نعمت و فضل خدا را به همراه داشتند و هيچ آسيبى به آنها نرسيده بود .
( 3 ) همان .
( 4 ) شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 263 مىگويد :
« همان گونه كه مىبينيد اين واقعه دلالت دارد بر عمق توكّل امير المؤمنين ( ع ) و همراهان او و بينش درست آنها و اين كه تهديد ، تنها به ايمان آنها افزود و از همين روى خداوند در قرآن كريم آنها را ستوده است . و روشن است كه برترين ايشان على ( ع ) مىباشد كه منظور و اصل اين رويداد به شمار مىآيد ، زيرا رئيس و جلودار آنها بوده و به همين سبب ، نخست به او نظر مىشود . »
( 5 ) احزاب / 25 ؛ و در كارزار ، مؤمنان را خدا بسنده است .
( 6 ) همان .
( 7 ) ابن بطريق در خصائص 222 - 221 مىگويد :
« از آن جا كه خداوند متعال در جنگ مؤمنان ، وجود على ( ع ) را كافى دانسته است ، پس حضرت ( ع ) در جنگهاى خود در جايگاه هر مؤمنى قرار گرفته است ، زيرا همسنگ همهء مؤمنان است و كسى كه به امر الهى بپردازد و در جنگ ، براى همهء مؤمنان ، بسنده باشد پس بايد او را بر همه امّت ، مقدّم داشت ، زيرا در بسندگى امر الهى در جايگاه امّت ايستاده است و اين مقامى است كه در ميان همهء آحاد امّت ، مانندى براى آن يافت نمىشود و اين نهايت درجهء آگاهانيدن است در ضرورت پيروى از حضرت ( ع ) و كفايتى است براى يارى طلب و هدايتى براى بينش جو . » علّامهء مجلسى در بحار الانوار 36 / 26 مىگويد :
« همين خود دلالت دارد بر اين كه حضرت ( ع ) دلاورترين فرد امّت و ياورترين شخص براى پيامبر اكرم ( ص ) بوده است و اين فضيلت بزرگى است كه مانع مىشود ديگرى را بر او مقدّم داشت . » شيخ مظفّر در دلائل الصدق 2 / 265 مىگويد :
« ناگزير حضرت ( ع ) برترين و شايستهترين آنهاست در رسيدن به امامت ، و اين از فزونى دانش و معرفت و بينش كامل ايشان به دست مىآيد تا جايى كه استحقاق آن را يافت خداوند او را در كتاب مقدّس خود بستايد و چگونه براى جز او اين جايگاه ، حاصل آيد . »