و از طرق مختلف ، رسيده است . « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) همان .
( 2 ) علّامهء مجلسى در بحار الانوار 35 / 360 - 359 مىگويد :
« اينك كه بر اساس نقل مخالف و موافق ثابت شده كه اين آيه در حقّ على ( ع ) نازل شده است ، مىتوان آن را گواه فضيلتى سترگ براى على ( ع ) دانست و مىتوان آن را به دلايل گوناگون در امامت على ( ع ) مورد استشهاد قرار داد :
اوّل : نزول اين آيه پس از دعايى كه پيامبر ( ص ) به على ( ع ) آموزش داد دلالت بر آن دارد كه سخن از مودّت خاصّى در ميان است نه چونان مودّت ديگر صالحان و اين فضيلتى است كه على ( ع ) بدان اختصاص دارد و مانند آن براى ديگرى ممكن نيست ، پس او امام صالحان خواهد بود ، زيرا قبيح است مفضول ، برترى داده شود . نيز ظاهر بيشتر اخبار در اين باب ، دلالت بر آن دارد كه محبّت على ( ع ) از لوازم و اركان و شالودههاى ايمان است .
دوم : اين كه « صالحات » جمع و مفيد عموم است ، پس دليل عصمت على ( ع ) خواهد بود كه خود از لوازم امامت به شمار مىآيد .
سوم : دشمن داشتن تبهكاران به سبب تبهكارىشان واجب است ، پس دوستى على ( ع ) نيز در دل همهء مؤمنان خواهد بود و خبر دادن خداوند از اين امر بر بنياد تشريف ، استوار است كه دلالت بر عصمت و امامت او دارد و اگر هم دليل تلقّى نشود براى تأييد دلايل ديگر شايستگى خواهد داشت . » شيخ مظفّر در دلائل الصدق 2 / 144 مىگويد :
« پوشيده نيست كه اين عنايت الهى و مژدهء خدايى كه استحقاق يادآورى در قرآن كريم را داشته ، برخاسته از شايستگى كسى است كه اين عنايت به او ارمغان شده و مزيت او به نزديكى خدا و برترى او بر همهء مؤمنان در فضيلت و اطاعت اوست كه اختصاص به امير المؤمنين ( ع ) دارد و لذا در ميان صحابه ، اين آيه تنها در حق على ( ع ) نازل شد . پس او بر پايهء بزرگداشت خداوند سبحان برترين فرد در ميان امّت و امام آنهاست ، زيرا تعبيرالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِدر بارهء حضرت ( ع ) ، كنايه از آن است كه او به منزلهء همهء آنهاست در داشتن ايمان و كردار صالح ، و اين از آن روست كه امام آنهاست و سبب ايمان و عمل صالح آنها و لذا پيامبر ( ص ) در روز خندق در حق او فرمود : ( تمامى ايمان ، رخ نمود ) ، و نيز فرمود : ( ضربت على ( ع ) ، همسنگ عبادت انس و جن است ) ، نيز آن گونه كه در الصواعق المحرقه آمده اين عنايت براى فرزندان پاك امير المؤمنين نيز ثابت است كه به اين ترتيب امامت آنها نيز ثابت مىگردد .
از آن جا كه ايجاب دوستى به طور كلى مستلزم وجوب طاعت است مطلقا كه آن نيز مستلزم امامت و عصمتى مىباشد كه شرط امامت است ، پس بنا به اجماع و ضرورت اين شرط از ديگران سلب مىشود و امامت حضرت ( ع ) تعيّن مىيابد . » بنگريد به : حق اليقين 1 / 271 .