( 1 ) يزيد بن عبد الملك نوفلى « 1 » - به نقل از پدرش مىگويد كه جدّش گفته است : بر فاطمه ( س ) دختر پيامبر خدا ( ص ) وارد شدم و او در سلام بر من پيشدستى كرد و گفت :
پدرم در زمان حياتش فرمود : هر كه بر من و بر تو [ فاطمه ] سه روز سلام كند ، بهشت از آن اوست . راوى مىگويد : به او گفتم : اين در زمان حيات او و توست يا پس از مرگ او و تو ؟
گفت : در زمان حيات و پس از مرگمان .
( 2 ) هنگامى كه اين آيهء شريفه نازل شد : « 2 » -
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً
« 3 » - ، فاطمه ( س ) فرمود : هيبت ، مرا گرفت كه بگويم اى پدر و به او گفتم اى رسول اللَّه . پس پيامبر ( ص ) روى به من كرد و فرمود : دختركم اين آيه در بارهء تو و خانوادهات نازل نشده است ، تو از منى و من از تو ، اين آيه براى اهل ستم و تنآسايى و تكبّر نازل شده است ، پس بگو : اى پدر ! كه اين گونه خطاب كردن تو قلب مرا خشنودتر و پروردگار را راضىتر مىگرداند . سپس پيامبر ( ص ) پيشانى مرا بوسيد و آب دهانش را بر من بسود به گونهاى كه ديگر از آن پس به عطر ، نيازم نيفتاد .
مبحث بيست و يكم : پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على ( ع ) به نقل از جمهور :
( 3 ) خوارزمى « 4 » - به نقل از ابن عبّاس مىگويد كه : هيچ گاه آيهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
نازل نشد مگر اين كه على ( ع ) در رأس آن قرار داشت و مصداق اتمّش به شمار مىآمد .
( 4 ) ابن مردويه حافظ « 5 » - به اسناد خود از ابن عبّاس نقل مىكند كه گفته است : در قرآن آيهاى نيست مگر آن كه على ( ع ) در رأس و پيشاپيش آن قرار دارد . « 6 »
هامش
( 1 ) همان ، ح 410 .
( 2 ) همان / 364 ، شمارهء 411 .
( 3 ) نور / 63 ؛ آن چنان كه يك ديگر را صدا مىزنيد پيامبر ( ص ) را صدا مزنيد .
( 4 ) مناقب خوارزمى / 188 .
( 5 ) كشف الغمّه ، اربلى 1 / 314 ، به نقل از مناقب ابن مردويه .
( 6 ) ابن بطريق در عمده / 204 مىگويد :
« اينك كه او سرور الّذين آمنوا و رئيس و شريف و امير آنها به شمار است در ميان كسانى كه ايمان آوردهاند بىمانند خواهد بود ، زيرا سرور و امير و رئيس و شريف به پيش بودن ، شايستهتر است از كسى كه اين منزلتها براى او حاصل نيست ، و به سبب اين كه چنين ويژگىهاى پسنديده و زيبايى ، موجب تقدّم و سيادت است و حال كه همهء اين اوصاف در او گرد آمده است پس پيروى از او سالمتر و دنباله روى از او به دورانديشى نزديكتر است . » شيخ مظفّر در دلائل الصدق 2 / 315 مىگويد :
« اين دليل است بر امامت امير المؤمنين ، زيرا منظور از اين كه على ( ع ) رئيس و امير اين آيه مىباشد آن است كه او رئيس كسانى است كه مورد خطاب قرآنند كه همانا مؤمنانى هستند كه او امير ايشان است .
نيز بنگريد به : صراط المستقيم 2 / 53 .