تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
الْقُرْبى
« 1 » - نازل شد ، گفتند : يا رسول اللَّه ! اينانى كه خداوند به مودّت آن‌ها دستور مىدهد كيانند ؟ فرمود : على ( ع ) ، فاطمه ( س ) و فرزندان آن دو . ( 1 ) هنگامى كه حسن ( ع ) به حال احتضار افتاد گريست . حسين ( ع ) برادرش پرسيد : آيا از ترس مرگ گريه مىكنى و حال آن كه يكى از دو آقاى جوانان بهشتى هستى و بيست حج را پياده گزارده‌اى و سه بار دارايى خود را با خدا به دو نيم تقسيم كرده‌اى و يك لنگه كفش را صدقه داده و لنگه ديگر آن را براى خود نگاه داشتى ؟ امام حسن ( ع ) فرمود : من از ترس مرگ نمىگريم و گريهء من به سبب دورى دوستان است . « 2 » -

مبحث بيستم : پيرامون همسر امام ( ع ) :

( 2 ) پيامبر خدا ( ص ) فاطمه ( س ) ، همسر على ( ع ) را بسيار گرامى مىداشت و اجازه نداد از مردم كسى جز على ( ع ) با او ازدواج كند . پيامبر ( ص ) فرمود : فاطمه ( س ) ، پارهء تن من است ، هر كه او را آزار دهد مرا آزار داده است . « 3 » - ( 3 ) خوارزمى « 4 » - در روايتى مىگويد : پيامبر ( ص ) فرمود : اى فاطمه ! خداوند به سبب خشم تو خشم مىگيرد و با خشنودى تو خشنود مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) شورى / 23 ؛ بگو : بر اين رسالت مزدى از شما ، جز دوست داشتن خويشاوندان ، نمىخواهم . ( 2 ) اين حديث را نه در مناقب ابن مغازلى يافتيم و نه در كتاب ديگرى ، و تنها در مقتل حسين خوارزمى / 137 حديثى مشابه آن يافت مىشود كه اختلاف فراوانى در الفاظ و قدرى اختلاف در معنا با اين حديث دارد . ( 3 ) بنگريد به : احقاق الحق 10 / 199 - 190 و 211 - 209 + 19 / 78 - 77 و 84 - 83 . ( 4 ) مناقب ابن مغازلى / 351 ، ح 401 ، و نظير آن است در صفحهء 352 ، ح 402 . ( 5 ) سيّد شرف الدّين در سخنى درخشان كه با الفصول المهمه / 244 چاپ شده است مىگويد : « آيا در ميان امّت پيامبر كسى با پارهء گوشت رسول و عضو پيكر او برابرى مىكند ؟ هر خردمندى كه در اين حديث ژرف‌انديشى كند آن را مىبيند كه رو به سوى عصمت فاطمه ( س ) دارد ، زيرا اين حديث دلالت دارد بر امتناع وقوع اذيت فاطمه ( س ) و ترديد او و خشم و خشنودى و انقباض و انبساط او در غير جايگاهش ، همان گونه كه اذيت پيامبر ( ص ) و ترديد و خشم و خشنودى رسول ( ص ) و انقباض و انبساط او همين گونه مىباشد و اين است كنه و حقيقت عصمت ، آن گونه كه پنهان نيست . »