( 1 ) در كتاب مناقب « 1 » - به نقل از ابو سعيد خدرى آمده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : نزديك است كه فرا خوانده شوم و پاسخ گويم . من در ميان شما دو امر گران سنگ نهادهام : كتاب خدا كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين و خاندانم كه همان اهل بيت منند ، و خداوند لطيف خبير ، مرا آگاهانيده است كه اين دو هرگز از هم جدا نگردند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . پس بنگريد بعد از من در خصوص اين دو چه پيش مىفرستيد . « 2 »
هامش
( 1 ) مناقب ابن مغازلى / 235 ، ح 283 .
( 2 ) سيّد حامد حسين در خلاصة عبقات الانوار 2 / 333 - 269 در دلالت اين حديث فصلى فراگير را در آن چه از رجال اهل سنت در تبيين اخبار ثقلين رسيده است مىآورد كه ما با حذف شواهد ، چكيدهء آن را بيان مىداريم :
« اين حديث دلالت دارد بر آن چه اهل حق ادّعا مىكنند و بيان آن در چند بند به شرح زير است :
الف - محتواى حديث ، وجوب پيروى است :
محتواى اين حديث ، وجوب پيروى از اهل بيت است در همهء اقوال و احكام و افعال و اعتقادات ، و به نظر مىرسد كه اين شأن از اين نگاه ، تصوّرى ندارد مگر براى كسى كه به زعامت كبرى رسيده باشد و پس از رسول خدا از امامت عظمى برخوردار باشد . پس امير المؤمنين ( ع ) سرور اهل بيت و همان امام و خليفه است و كسى است كه امت بايد پس از پيامبر به او اقتدا كند و تنها از او پيروى نمايد و از هدايت او ره بجويد و احكام را از او برگيرد و اوامرش را فرمان برد .
ب - پيروى اهل بيت همچون پيروى پيامبر :
پيامبر ( ص ) ، پيروى از اهل بيت و اقتداى به ايشان را همچون پيروى از قرآن و تسليم در برابر اوامر و دست كشيدن از نواهى آن در وجوب و لزوم مىداند .
پيامبر ( ص ) در اين باره حجّت را به كاملترين شكل تمام نموده و روشن است كسى كه اقتداى به او پس از پيامبر همچون اقتداى به قرآن باشد نيست مگر خليفه و امام ، و بدين ترتيب آشكار مىشود كه اهل بيت ، تنها جانشينان پيامبر ( ص ) هستند ، زيرا نمىتوان احكام و افعال ديگران را در وجوب فرمان برى همچون احكام قرآن دانست ، به علاوهء آن كه هيچ يك از مسلمانان مطلقا چنين چيزى را نگفته است .
با اين بيان روشن شد كه جانشينان پيامبر همان اهل بيت اويند و نه مردمان ديگر و به همگان دستور داده شده است از اهل بيت ( ع ) پيروى كنند .
ج - پيروى از اهل بيت ، فريضهاى بر امّت :
محتواى اين سخن پيامبر ( ص ) : « مادامى كه به اين دو چنگ درزنيد پس از من گمراه نگرديد » همان وجوب پيروى از اهل بيت ( ع ) است . پيامبر ( ص ) اين را بر امّت فرض شمرد تا پس از او گمراه نشوند و همچون زيانكاران به قهقرا باز نگردند . بدون ترديد واجب شمردن پيروى از آنها دليلى است متين و برهانى است استوار بر امامت و خلافت ايشان و به همين سبب هنگامى كه خلافت و امامت را به اهل بيت ( ع ) تحويل ندادند و با پيامبر خدا ( ص ) به مخالفت برخاستند گمراه شدند و به كژراهه افتادند و به قهقرا رفتند چنان كه خداوند سبحان ، خود فرموده است .
د - واژهء « ثقلين » دليلى است بر وجوب پيروى .
پيامبر اكرم ( ص ) در اين حديث براى كتاب خدا و عترت خود ، واژهء « ثقلين » را به كار برده است و صرف همين كاربرد ، دليلى روشن و برهانى آشكار است در وجوب پيروى از اهل بيت و عترت طاهره ، و سبب آن هم سخن بسيارى از پيشوايان حافظ اهل سنّت در وجه تسميهء اين تعبير است : تلاش و گرفتن آن دو و فرمانبرى از آن دو و پاس داشت حقوق آن دو را رعايت اين حقوق و آن چه براى آن دو ضرورت دارد كارى نفيس و گران است .
روشن است كه گرفتن و عمل كردن به احكام قرآن ، فريضه است و عترت نيز چنين است و اين همان