تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
على ( ع ) بگو . ( 1 ) صاحب كتاب نهاية الطلب و غاية السؤال حنبلى « 1 » - به اسناد خود از ابن عبّاس مىگويد : نزد پيامبر ( ص ) بودم و پسرش ابراهيم بر ران چپ حضرت ( ص ) نشسته بود و بر ران راستش حسين بن على ( ع ) قرار داشت ، [ و پيامبر يك بار اين را و بار ديگر او را مىبوسيد ] كه جبرئيل با وحيى از سوى خداوند جهانيان فرود آمد و چون از پيش او رفت پيامبر ( ص ) فرمود : جبرئيل از سوى خداوند عزّ و جلّ آمد و گفت : اى محمّد ! خداوند تبارك و تعالى به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : اين دو را با هم جمع نخواهم كرد ، پس يكى را فداى ديگرى كن . پس پيامبر ( ص ) به ابراهيم نگريست و گريست و به حسين نگريست و گريست و فرمود : مادر ابراهيم كنيز بوده است ، اگر بميرد كسى جز من بر او محزون نگردد ، در حالى كه مادر حسين فاطمه و پدر او على ، پسر عمويم است كه گوشت و خون من مىباشد ، و اگر حسين بميرد دخترم و پسر عمويم و خودم بر او محزون شويم . من حزن خود را بر حزن آن دو برمىگزينم . اى جبرئيل ! جان ابراهيم را بگير كه من او را فداى حسين كردم . راوى مىگويد : پس از سه روز ابراهيم وفات كرد و هر گاه پيامبر ( ص ) حسين را مىديد كه مىآيد او را مىبوسيد و به سينه‌اش مىچسباند و آب دهانش را مىمكيد و مىگفت : پسرم ابراهيم را فداى تو كردم . فضايل فرزندان على آشكارتر از آفتاب است و فضايل فرزندان امام ايشان ، آن قدر فراوان است كه به شماره درنمىآيد . ( 2 ) خوارزمى در مناقب « 2 » - مىگويد : ابن عبّاس نقل كرده است كه : پيامبر ( ص ) فرمود : اهل بيت من در ميان شما همچون كشتى نوح است ، كسى كه بر آن سوار شود نجات يابد و كسى كه از آن كناره گيرد هلاك گردد .
هامش
( 1 ) احقاق الحق 11 / 316 ، به نقل از غاية السؤال حنبلى با آن چه در مناقب كاشى است ، و آن را در فضايل خمسه 3 / 317 به نقل از تاريخ بغداد خطيب 2 / 204 آورده است . ( 2 ) مناقب ابن مغازلى / 132 ، ح 173 ، نيز در همان جا / 134 ، ح 176 .