تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
( 1 ) در صحيح ترمذى « 1 » - به نقل از عمران بن حصين آمده است كه گفت : پيامبر ( ص ) سپاهى را فرستاد و على را به فرماندهى آن‌ها گماشت و او پس از آن كه در سپاه مستقر شد كنيزى را براى خود برگزيد و اين را بر او زشت شمردند و چهار تن از اصحاب پيامبر ( ص ) ، پيمان بستند و ميان خود گفتند : هر گاه پيامبر ( ص ) را ملاقات كنيم به او خبر خواهيم داد كه على چه كرده است . هنگامى كه مسلمانان از سفرى بازمىگشتند . نزد پيامبر ( ص ) مىرفتند ، به او سلام مىكردند و به سوى بار و بنهء خود بازمىگشتند . پس چون سپاه بيامد بر پيامبر ( ص ) درود فرستادند و يكى از آن چهار تن برخاست و گفت : يا رسول اللَّه ! آيا نديدى كه على بن ابى طالب چنين و چنان مىكند ؟ پس پيامبر از او روى برگرداند . دومى برخاست و همان سخنان اوّلى را گفت . پيامبر از او هم روى برتافت . سومى برخاست و همچون سخنان آن دو بگفت . پس پيامبر از او هم چهره گرداند . چهارمى برخاست و سخنانى نظير آن سه بگفت : پس پيامبر ( ص ) در حالى كه خشم در سيمايش نقش بسته بود به آن‌ها روى كرد و فرمود : از على چه مىخواهيد [ از على چه مىخواهيد ؟ ] [ از على چه مىخواهيد ؟ ] على از من است و من از اويم و او پس از من ولىّ هر مؤمنى است . ( 2 ) در صحيح اوست « 2 » - : هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست . ( 3 ) در همان جاست : « 3 » - خداوند بر على رحمت گيرد ، بار خدايا ! حق را هر كجا كه او رفت با او همراه ساز . ( 4 ) خطيب فخر خوارزم « 4 » - حديث غدير خم را روايت مىكند و مىگويد كه پيامبر بازوى على را گرفت [ و آن دو را بلند كرد ] تا جايى كه مردم سفيدى زير بغل او را ديدند و از يك ديگر جدا نشدند تا اين كه آيهء شريفهء
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي
« 5 » -
هامش
( 1 ) همان 5 / 296 ، شمارهء 3796 . ( 2 ) سنن ترمذى 5 / 297 ، شمارهء 3797 . ( 3 ) همان ، شمارهء 3798 . ( 4 ) مناقب خوارزمى / 80 . ( 5 ) مائده / 7 .
كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 258 | العلامة الحلي / حميد رضا آژير