پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : اللَّه اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودى خدا از رسالت من و ولايت على بن ابى طالب . سپس فرمود : بار خدايا ! دوست او را دوست بدار و دشمنش را دشمن و كسى را كه به دو يارى رساند يارى رسان و يارىات را از كسى كه يارىاش را از او دريغ ورزد دريغ ورز .
( 1 ) در صحيح نسائى و ترمذى « 1 » - به نقل از جابر آمده است كه گفت : پيامبر ( ص ) در روز طائف على را فرا خواند و با او به نجوا سخن گفت . مردم گفتند : نجواى پيامبر با پسر عمويش طولانى شد . پيامبر ( ص ) فرمود : نه من كه خدا با او نجوا مىكرد . يعنى : خداوند به من چنين دستورى داده بود و اخبار در اين زمينه آن قدر فراوان است كه به شماره در نمىآيد .
مبحث نهم : در تصريح به اين كه پيامبر ( ص ) پس از خود على ( ع ) را به خلافت گماشته است :
( 2 ) اماميه بر اين امر تواتر دارد و جمهور در بارهء آن اخبار فراوانى نقل كردهاند كه ما برگزيدههايى از آن را بر سبيل اختصار بيان مىكنيم : ( 3 ) خوارزمى « 2 » - به نقل از جابر نقل مىكند كه گفته است : پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند
هامش
( 1 ) سنن ترمذى 5 / 303 ، شمارهء 3810 ، ولى در صحيح نسائى بدان دست نيافتيم ، ليكن در احقاق الحق 6 / 531 به نقل از علامه به ارجح المطالب راه يافته است و او مىگويد كه : حديث را از طريق ترمذى و نسائى و طبرانى به نقل از ابو هريره نظير آن چه از صحيح ترمذى گفته آمد روايت كرده است .
( 2 ) مناقب خوارزمى / 80 ، و ظاهرا به قرينهء حديثى كه پس از آن مىآيد مؤلّف آن را از مناقب ابن مردويه نقل كرده است .