( 1 ) ابو رافع « 1 » - نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) فرمود : اى ابو رافع ! تو با جماعتى كه على را مىكشند چگونهاى در حالى كه على بر حق است و آنها بر باطل . جهاد جبههء على به حق در راه خداست و هر كه نمىتواند با دست به همراه آنها جهاد كند پس با زبانش در كنار آنها به جهاد پردازد و اگر با زبانش هم نتوانست با قلبش و ديگر پس از آن چيزى نخواهد بود . ابو رافع مىگويد : به ايشان عرض كردم : از خدا بخواه كه اگر من آنها را درك كردم در ستيز با اين دشمنان يارىام رساند و نيرويم بخشد . هنگامى كه مردم با على بن ابى طالب بيعت كردند و معاويه با او به مخالفت برخاست [ و طلحه و زبير به بصره رفتند ] گفتم : اينها همان جماعتى هستند كه پيامبر ( ص ) در بارهء آنها آن سخن را فرمود .
او زمينش در خيبر [ و خانهاش را در مدينه فروخت تا با آن على و فرزندانش را تقويت كند ] و سپس با همهء اهل و عيالش با على روانه شد و به همراه حضرت ( ع ) بود تا على به شهادت رسيد ، و به همراه حسن به مدينه بازگشت [ در حالى كه در مدينه نه زمينى داشت و نه خانهاى ، پس حسن از صدقهء على در ينبع زمينى به عنوان تيول به دو داد و خانهاى به او بخشيد ] .
( 2 ) هنگامى كه زيد بن صوحان در روز جمل زخمى شد على ( ع ) در حالى كه هنوز زيد رمقى در تن داشت نزد او آمد و با حالى كه داشت كنارش ايستاد و فرمود : اى زيد ! خداوند بر تو رحم گيرد تو را نيافتم مگر انسانى كه زحمت اندك مىرساند و يارى بسيار .
راوى مىگويد : زير سرش را بلند كرد و گفت : و تو [ سرورم ] خداوند رحمتت كناد ، به خدا سوگند نيافتم تو را مگر آن كه داناى به خدا و آگاه به آيات اويى . به خدا سوگند از روى جهل به همراه تو ستيز نكردم و شنيدهام از [ حذيفة بن اليمان - رضى اللَّه عنه - كه مىگفت شنيدهام ] از پيامبر ( ص ) كه مىفرمود : على امير نيكوكاران و كشندهء تبهكاران است ، هر كه او را يارى رساند يارى خواهد شد و هر كه از او ترك يارى كند ترك يارى خواهد شد ، آگاه باشيد كه حق با اوست كه به دنبالش مىرود ، آگاه باشيد كه گرايشتان با
هامش
( 1 ) اين حديث در احقاق الحق 7 / 335 به نقل از ارجح المطالب نقل شده كه او نيز از ابن مردويه روايت كرده است .