هامش
نظير اين سخن در صراط المستقيم 2 / 25 - 24 آمده است .
سيّد شرف الدّين در مراجعات / 209 مىگويد :
« روز برادرى دوم ، پنج ماه پس از هجرت در مدينه بود كه پيامبر ( ص ) ميان مهاجران و انصار برادرى برقرار كرد و در هر دو بار ، پيامبر از ميان آنها على را براى خود برمىگزيند و از ميان آنها او را برادر خود مىگيرد تا با اين كار او را بر ديگران برترى داده باشد » .
شريف مرتضى در شافى همان گونه كه در بحار الانوار 38 / 332 - 331 از او نقل شده است مىگويد :
« نصّ پيامبر ( ص ) دو گونه است : يكى با لفظ و صراحت دلالت بر امامت دارد و يكى در عمل و سخن به گونهاى پشت سر هم و همراه با نرمى ، و پيشتر روشن كرديم كه هر سخن يا عمل پيامبر دلالت دارد بر جدا كردن امير المؤمنين ( ع ) از جماعت و اختصاص دادن او به رتبهها و جايگاههاى والايى كه براى ديگران در كار نبود و اين بنا به نصّ ، گواه امامت على است از آن نظر كه گواه است بر عظمت جايگاه و برترى محرز او ، و امامت پس از نبوّت ، در دين بالاترين جايگاه است و كسى كه در دين ، برتر باشد و در قدر و منزلت ، بزرگتر و در صدق ، پايدارتر باشد به امامت شايستگى بيشترى دارد و كسى كه وضعش گواه چنين امورى باشد ، خود گواه امامت او خواهد بود . روشنگر اين امر آن است كه اگر سلطانى پيوسته در طول عمر و فرماندهىاش سخنان و اعمالى را از خود نشان دهد كه دلالت داشته باشد بر برترى محرز و اختصاص مؤكّد و دوستى نزديك و يارى رساندن كسى از اطرافيانش ، او با چنين كارهايى در نزد اهلش ، نامزد بالاترين جايگاه پس از فرمانده خواهد بود ، و همين گواه شايستگى اوست در به دست آوردن بهترين مقامها و چه بسا دلالت اين گونه اعمال قوىتر باشد از دلالت سخن ، زيرا در سخن گاهى مجاز راه مىيابد در حالى كه مجاز در اعمال وارد نمىشود و قبلا روشن كرديم كه امام بايد شخص افضل باشد و شخص مفضول نمىتواند امام گردد ، و برادرى از جملهء همين اعمال است كه دلالت دارد بر نهايت فضل و اختصاص .
وى پس از ردّ اعتراضاتى كه در اين زمينه وارد شده است مىگويد : از جمله امورى كه دلالت دارد بر اين كه اين برادرى اقتضاى برترى و بزرگداشت دارد و صرفا براى يارى رساندن و همكارى نبوده است .