هامش
على ( ع ) در اين سخن بدان مىبالد و مىفرمايد :
و از هنگامى كه ميان حاضران برادرى برقرار كرد .
مرا خواند و با خود برادر كرد و فضل مرا آشكار ساخت هر خردمندى مىداند اگر كسى بر على پيشى جويد بر نظر او يعنى پيامبر ( ص ) پيشى جسته است .
ابن بطريق در عمده / 175 - 172 هنگام برشمردن شباهتهاى ميان اين دو در نسب و عصمت و ولايت و تبليغ و همانندى و گشوده شدن در و شايستگى امامت ، مسأله را به تفصيل آشكار مىسازد و سپس مىگويد :
« پس همسانى و همانندى و همشكلى او به پيامبر ( ص ) به اثبات مىرسد جز در آنچه كه پيامبر استثنا كرده است يعنى نبوّتى كه كسى در آن نظير پيامبر نيست ، چه ، پيامبر فرمود : جز آن كه پس از من پيامبرى نيست . از اين رو صحيح است پيامبر ( ص ) بر اساس همانندى و همسانى در اين گونه منزلتها و مشاركت با على در بيان جايگاهش در بهشت با مفادى كه در اخبار پيشگفته آمده است او را در دنيا و آخرت برادر خويش گيرد ، امامى كه پيامبر ( ص ) در بارهء او مىفرمايد :
اگر يارى شما با دست ، به من نرسد يارى شما با زبان را از دست نخواهم داد » .
همين سخن را ابن بطريق در كشف الغمّه 1 / 330 - 329 نقل كرده است .
شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 419 - 418 مىگويد :
« برادرى پيامبر ( ص ) با على براى بهرهمند شدن از غناى آن هنگام على ( ع ) كه با غنايم و جز آن به دست آمده يا رسيدن به منزلتى نبوده است كه بايد آن را متّكى به على دانست بىآن كه على به چيزى متّكى باشد بلكه مقصود پيامبر از برادرى با على ، شناساندن منزلت او و بيان برترىاش بر ديگران بوده است ، چرا كه پيامبر ( ص ) هر كس را با برادرش برادر مىكرد - چنان كه برخى از اخبار گواه آن است - زيرا اين به هميارى و همكارى نزديكتر است و براى تأليف قلوب ضرورىتر و لذا امير المؤمنين ( ع ) همسنگ پيامبر خدا ( ص ) مىباشد ، چنان كه آيهء مباهله ، على را خود پيامبر معرفى مىكند و اين خود ، نماد امامت حضرت است و به همين سبب در روز شورا امير المؤمنين بدان احتجاج كرد و اين همان گونه است كه پيامبر اكرم در بسيارى از احاديث به اين سخن اشاره مىكند » .
نيز بنگريد به : قواعد المرام 186 ، صراط المستقيم 2 / 28 - 27 .