بر خلاف آن چه گفته ديگرى را دانشى است . اگر چيزى را با چيزى بسنجد رأى خود را تكذيب نمىكند و اگر مسألهاى براى او مبهم ماند آن را به سبب آگاهى خود از جهل خويش پوشيده مىدارد تا نگويند فلانى ناآگاه است و لذا بدون آگاهى اقدام مىكند . او به راهى درمىآيد كه پيش راه خود را نمىبيند و بر مركب شهوت سوار است . در نادانىها بسيار اشتباه مىكند از آن چه نمىداند پوزش نمىخواهد تا سالم بماند و در علم ، جواب دندانشكنى نمىدهد تا سود برد . روايات را به باد مىدهد مانند بادى كه گياه خشك و بىفايده را پراكنده مىكند . ميراثها از او به آواز بلند مىگريند ( كه به صاحبانش نرسيده ) و خونها ( به زبان حال ) از او در فغانند . او با داورى خود نواميس حرام را حلال و حلال را حرام كرده و از صادر كردن آن چه به او رسد سالم نمىماند و از كوتاهى خود هم پشيمان نمىشود .
اى مردم ! بر شما باد طاعت و شناخت كسى كه به جهالت نسبت به او معذور نخواهيد بود . پس علم همان است كه آدم و همهء پيامبران افضل تا محمّد خاتم الأنبياء در خاندان پيامبرتان محمّد ( ص ) فرود آورد . پس كجا سرگردانيد و به كجا روانيد ؟ اى كسانى كه از پشت اصحاب كشتى نوح نجات يافتيد اين چونان همان كشتى است در ميان شما ، پس بدان درآييد . همان گونه كه در آن نجات يافت هر كه نجات يافت در اين نيز هر كه بدان درآيد نجات يابد . من سوگند حق مىخورم كه در گرو سخن خويشم و من از روى بىميلى به كارى نپردازم . واى به حال كسى كه از سوار شدن به اين كشتى باز ماند و واى بر كسى كه از سوار شدن به اين كشتى باز ماند . آيا سخن پيامبرتان در بارهء آنها به شما نرسيده هنگامى كه در حجّة الوداع فرمود : من در ميان شما دو شىء گرانبها مىنهم كه تا هنگامى كه به آن دو چنگ در زنيد گمراه نگرديد : كتاب خدا و خاندان من ( اهل بيتم ) ، اين دو از يك ديگر جدا نمىشوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند ، پس بنگريد چگونه در آن دو از پى من مىآييد . اين است همان آب نوشيدنى و گوارا و اين آب نمكين و شور كه بايد از آن كناره گيريد .
( 1 ) نيز مىفرمايد : مسألهاى از احكام دين از يكى از علما پرسيده مىشود . او به رأى خود راجع به آن فتوا مىدهد . همان مسأله از قاضى ديگرى سؤال مىشود ، فتواى او بر خلاف قاضى اوّلى است ، آن گاه ايشان با حكمهاى خلاف يك ديگر نزد پيشوايى گرد مىآيند كه
كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٠٢