تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
پنهان داشتن بيمارى . ( 1 ) به هر كه خواهى نيازمند شود تا اسيرش گردى و از هر كه خواهى بىنياز شود تا همسنگش گردى و به هر كه خواهى تفضّل كن تا اميرش باشى . ( 2 ) با تبهكارى بىنيازى نيست و حسود راحتى و ملول دوستى ندارد . ( 3 ) بخشندگى از كرم طبيعت است و منّت نهادن موجب تباه شدن نيكوكارى و ترك پيمان دوست موجب گسستن پيوند . ( 4 ) دعاى چهار كس رد نمىشود : دعاى امام عادل براى رعيّت ، دعاى پدر نيكوكار براى فرزندش ، دعاى فرزند نيكوكار براى پدرش و دعاى شخص ستمديده كه خداوند مىفرمايد : سوگند به عزّت و جلالم اگر چه پس از اندكى هر آينه به تو يارى خواهم رساند . ( 5 ) خندان معترف به گناهش بهتر است از گريانى كه بر خدايش جرأت يابد . ( 6 ) هر كه انسانى را اميدوار سازد اين انسان او را بزرگ خواهد داشت و هر كه به شناخت چيزى نايل نيايد آن را معيوب شمارد . ( 7 ) نيز مىفرمايد : شگفت‌ترين عضو انسان قلب اوست كه براى آن اوصاف پسنديده و صفات ناپسنديده‌اى است . اگر اميد و آرزو بدان روى كند طمع و آز خوارش مىگرداند و اگر طمع در آن به جوش آيد حرص تباهش سازد و اگر نوميدى به آن دست يابد حسرت و اندوه مىكشدش و اگر غضب و تندخويى براى آن پيش آيد خشم به آن سخت گيرد و اگر رضا و خشنودى آن را همراه شود خوددارى را فراموش نمايد و اگر ناگهان ترسى به آن رسد دورى جستن ( از كار ) مشغولش سازد و اگر نعمتى پى در پى به دو رسد سرفرازى او را در بر گيرد و اگر به آن مصيبت و اندوه رو كند بىتابى رسوايش نمايد و اگر مالى بيابد توانگرى ياغىاش گرداند و اگر بىچيزى آن را بيازارد ؛ بلا و سختى گرفتارش كند ، و اگر گرسنگى بر آن سخت گيرد ناتوانى از پا درآوردش و اگر سيرىاش بسيار گشته از حد بگذرد شكمپرى به رنج اندازدش . پس هر كوتاهى از حد به آن زيان رساند و هر بيشى از حدّ آن را تباه گرداند . ( 8 ) نيز مىفرمايد : كار نيكو موجب پيشگيرى از خرابى و مهربانى موجب بر كنار ماندن از لغزش است .