تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
آن‌ها را قاضى قرار داده است ، قاضى القضاة رأى همهء آن‌ها را درست مىداند در صورتى كه خداى ايشان يكى و پيغمبر آن‌ها يكى و كتابشان يكى است . آيا خداوند سبحان ايشان را امر فرموده است كه مخالف يك ديگر فتوا بدهند آنان هم فرمان او را پيروى كرده‌اند ؟ يا اين كه آنان را از اختلاف نهى نموده است و آن‌ها معصيت و نافرمانى كرده‌اند ، يا اين كه خداى متعال دين ناقصى فرستاده و براى اتمام آن از ايشان كمك و يارى خواسته است ؟ يا اين كه خود را شريك خداوند مىدانند و حكمى مىدهند كه او هم راضى است ؟ يا اين كه خداوند دين كاملى فرستاده است و حال آن كه خداوند مىفرمايد : « هيچ چيز را در قرآن فروگذار نكرده‌ايم » « 1 » و « در آن هر چيزى بيان شده است » ، و ذكر فرموده است كه بعضى از قرآن ، بعضى ديگر را تصديق مىكند و اختلافى در آن نيست و لذا فرموده است : « اگر اين قرآن از جانب غير خدا بود هر آينه در آن اختلاف بسيار مىيافتند » ، و اين كه قرآن ظاهرش زيبا و باطن آن ژرف و بىپايان است و عجايب و غرايب و تاريكىها از ميان نمىرود مگر در پرتو آن . ( 1 ) نيز حضرت ( ع ) مىفرمايد : اى آدميزاده ! چنين نباشد كه بيش‌تر همّ تو روزى از تو باشد كه اگر از دستت رود از اجل تو به شمار نيايد . هر روزى كه بيايد كه تو در آن حضور داشته باشى خداوند روزى تو را خواهد داد ، ( 2 ) و بدان كه هرگز نخواهى توانست چيزى بيش از نيرويت به دست آورى مگر آن كه براى ديگرى ذخيره كنى . به وسيلهء آن بهرهء تو در دنيا فزونى مىگيرد و وارث تو از آن برخوردار مىگردد و با آن در روز رستاخيز
هامش
( 1 ) سيد شبّر در حق اليقين 1 / 254 مىگويد : « آيات پى در پى و اخبار متواتر ، گواه آن است كه خداوند تبارك در كتاب خود هر چيز را گفته حكم آن را آورده است مانند اين آيهء قرآنى :ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ[ انعام / 38 ؛ ] و نيزنَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ[ نحل / 89 ؛ ] و نيز« وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا[ اسراء / 12 ؛ ] و نيزوَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ[ انعام / 59 ؛ ] . به علاوهء برهان وجدانا نيز روشن است كه انديشهء مردم به اين حد نمىرسد و ناگزير خداوند بايد كسى را قرار دهد كه همهء اين امور را بداند و مردم به دو رجوع كنند ، و نيز اگر ثابت شد كه همه چيز در قرآن روشن شده است چگونه مىتواند امامت كه بزرگ‌ترين و مهم‌ترين امور است مورد غفلت قرار گيرد » .