بسيار اندك هستند و در منزلت و بزرگى نزد خدا بسيار بزرگوارند . خداوند در پرتو ايشان حجّتها و دليلهاى روشن خود را حفظ مىكند تا آنها را به مانندانشان سپرده در دلهاشان كشت نمايند . علم و دانش با حقيقت ايمان به ايشان يكباره روى آورده و با آسودگى و خوشى يقين و باور به كار بستهاند و سختى و دشوارى اشخاص به ناز و نعمت پرورده را سهل و آسان يافتهاند و به آن چه نادانان دورى گزينند انس و خو گرفتهاند و با بدنهايى كه روحهاى آنها به جاى بسيار بلند آويخته در دنيا زندگى مىكنند . آنانند در زمين امينان و حجّتهاى خدا بر بندگان او . حضرت سپس آهى دردآلود كشيد و فرمود : آه ، چه اشتياقى به ديدن آنها دارم و سپس دستش را از دست كميل كشيد و به او فرمود : اگر مىخواهى برگرد .
( 1 ) نيز مىفرمايد : ذمهء من گرو سخنانى است كه مىگويم و تمام آنها را ضمانت مىكنم .
[ همهء خير در كسى است كه قدر آن را شناسد ] و در جهل انسان همين بس كه قدر خود را نشناسد .
نيز مىفرمايد : دشمنترين خلايق نزد خدا دو مردند : مردى كه خداوند او را به خود واگذاشته پس از راه راست منحرف گرديده و به سخن بدعت آور و دعوت مردم به ضلالت و گمراهى ، دل داده است ، پس اين مرد سبب فتنه و فساد است براى كسى كه به واسطهء او در فتنه واقع شده و گمراه است از راه كسى كه پيش از او به راه راست رفته و گمراهكننده است كسانى را كه در زنده بودن و بعد از مردنش از او پيروى مىكنند . بار گناهان غير خود را حمل كرده و در گرو گناه خويش هم مىباشد . و مردى كه نادانىها را در خود جمع كرده مردم نادان را گمراه مىكند . در تاريكىهاى فتنه و فساد فرو رفته است ، از ديدن هدايت كور است . عوام او را دانا مىنامند و حال آنكه نادان است ، صبح كرد هر روز و در پى زياد كردن چيزى بود كه كم آن بهتر از بسيار است تا اين كه به آن رسيد و سيراب گرديد از آب متعفّن گنديده و پر شد از مطالب بيهوده . ميان مردم براى حكم دادن نشسته و به آن چه كه بر غير او اشتباه است خود را دانا مىداند . اگر به او يكى از مسائل مشكله عرضه شود در پاسخ آن سخنان بىمعنى بيهوده از رأى خود تهيه نموده و به درستى آن چه در جواب گفته يقين دارد . او در خلط نمودن شبهات مانند تنيدن تار عنكبوت است . نمىداند آيا درست حكم كرده يا به خطا رفته است . باور نمىكند كه
كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٠١