هامش
علّامهء امينى در الغدير 3 / 199 مىگويد :
« اين سخن پيامبر كه : « آيا نمىخواهى براى من همچون هارون باشى نسبت به موسى » همهء امتيازات پيامبر ( ص ) را اعم از رتبه ، عمل ، مقام ، اقدام ، حكومت ، امارت و سيادت را جز نبوّت كه استثنا شده است براى امير المؤمنين ( ع ) اثبات مىكند ، چنان كه هارون براى موسى چنين بود . اين سخن به مفهوم خلافت و جانشينى پيامبر ( ص ) است و چنان است كه پيامبر ( ص ) ، على را در جايگاه خود نشانده است آن هم نه فقط براى كارگزارى - چنان كه برخى پنداشتهاند - چه ، پيامبر پيش از اين نيز مردمى را به كارگزارى شهرها و ديگرانى را به كارگزارى مدينه برگماشته بود و مردانى را در جنگها فرماندهى داده بود كه براى هيچ يك چنين سخنى را بر زبان نياورده بود و اين فضيلتى است كه تنها از آن امير المؤمنين است و بس » .
در همين مأخذ / 201 اين سخن امام ابو البسطام شعبة بن حجاج آمده است كه مىگويد : « هارون ، برترين فرد در ميان امّت موسى ( ع ) بود و اين اقتضاى آن را دارد كه على ( ع ) برترين فرد امّت محمّد ( ص ) باشد تا بدين ترتيب از اين نصّ صحيح و صريح موسى به برادرش هارون : «اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ» پاسدارى شده باشد .
سيّد شرف الدّين در مراجعات / 208 مىگويد :
« نبايد بر ما پوشيده بماند كه اين حديث ، سخن مجملى است از سوى پيامبر ( ص ) كه از چيزى جان نمىگيرد مگر از بلاغ قرآنى و توصيهء خداوندى در بيان منزلت ولىّ عهد پيامبر ( ص ) و قائم مقام او پس از رحلتش و نمىتواند تنها به جنگ تبوك اختصاص داشته باشد » .
سليم بن قيس هلالى در كتاب خود / 45 در اخبار مربوط به جريان پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) مىگويد : « على ( ع ) پيش از آن كه بيعت شود در حالى كه ريسمانى در گردن داشت ندا در داد كه : اى مادر زاده ! اين جماعت مرا به ضعف كشاندند و نزديك بود مرا بكشند » . چنان كه در صفحهء 20 - 21 اين كتاب روايت شده است كه پيامبر ( ص ) به على فرمود : اى على ! تو از همداستانى قريش عليه خود و ستمشان نسبت به تو ، دشوارىها خواهى ديد ، پس اگر يارانى در ميان آنها يافتى با دشمنان بستيز و با همراهان خود مخالفانت را سركوب كن ، و اگر يارى نيافتى شكيبايى ورز و دست نگه دار و با دست خود ، خويش را به نابودى ميفكن . تو نسبت به من همچون هارونى براى موسى و هارون براى تو الگويى است نيكو ، چه ، او به برادرش موسى گفت : « جماعت مرا به ضعف كشاندند و نزديك بود مرا بكشند » .
نيز بنگريد به صفحهء 92 همين مأخذ و سخن هارون در سورهء اعراف ، آيهء 150 .