( 1 ) از امام باقر ( ع ) رسيده است كه اين آيهء مباركه :
وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ
« 1 » - در حق حضرت محمّد ( ص ) نازل شده است و
وَ صَدَّقَ بِهِ
در حقّ على ( ع ) .
( 2 ) مجاهد آورده است كه اين آيهء مباركه :
وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ
« 2 » - در حقّ على ( ع ) نازل شده است . « 3 »
هامش
( 1 ) زمر / 33 ؛ و كسى كه سخن راست آورد و تصديقش كرد .
( 2 ) كفاية الطالب / 233 + مناقب ابن مغازلى / 269 . نيز بنگريد به : احقاق الحق 14 / 242 - 246 ، 3 / 177 - 178 به نقل از منابع عمومى .
( 3 ) ابن بطريق در خصائص / 180 مىگويد :
« اگر پيامبر ( ص ) همان كسى است كه صدق به ارمغان آورد و على همان مصدّق است ، پس آن دو ، در درجهء تصديق با هم برابرند ، زيرا آن كه صدق به ارمغان آورده است بدون ترديد مصدّق نيز هست و آن كه پس از اقامهء حجّت از سوى آورندهء صدق او را تصديق كرده است در مقام تصديق با او شريك است . پس آنها در تصديق يكسانند و تفاوت ميان آن دو از نظر رسالت است . اين يكى فضيلت ارسال دارد و آن ديگرى امتياز پيروى . پس بايد از هر دو - چنان كه گفتيم - به يك ميزان پيروى كرد ، چه همان گونه كه بايد از تابع فرمان برد متبوع را نيز بايد اطاعت كرد ، چه ، آن هر دو در وحى شريف تخصيص داده شدهاند » .
علّامهء مجلسى در بحار الانوار 35 / 413 - 415 ، 417 مىگويد :
« در اخبار فراوان رسيده است كه اوست همان صدّيق به معناى كثير الصّدق در كردار و سخن و كثير التصديق است در آن چه پيامبران مىآورند ، و اين همه در امير المؤمنين ( ع ) كامل بوده است . پس او به امامت شايستهتر است از كسى كه پايين از اوست به سبب ناپسندى مقدّم داشتن مفضول » .
« آشكار است كه ولايت على ( ع ) از بزرگترين امورى است كه پيامبر اكرم ( ص ) به صداقت ، از نزد خداوند تبارك و تعالى آورده است و تكذيب آن از بزرگترين ستمهاست ، زيرا آن ركن عمدهء ايمان است و امرى سامان نمىپذيرد مگر بدان . پس احتمال دارد آيه در بارهء او نازل شده باشد و سپس در بارهء هر كسى جريان يافته است كه نكتهاى از فرو فرستادههاى خدا را تكذيب كند » .
و آن گاه بدان كه اختصاص حضرت ( ع ) به چنين كرامتى كه گواه فضل او در ايمان و تصديقى است كه هر دو ملاك شرف و برترى به ديگر صحابه مىباشد دلالت دارد بر اين كه او - چنان كه بارها بيان شد - به امامت شايستهتر است » .
شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 179 - 180 مىگويد :
« اگر مقصود از تعبير « صدّق به » امير المؤمنين است اين خود دلالت دارد بر امامت حضرت ( ع ) ، زيرا با وجود فراوانى مصدّقان ، موصوف شدن حضرت ( ع ) به تصديق ، گواه آن است كه او در تصديق ، كامل است و اوست صدّيق اكبر و ترديدى نيست كه كامل در تصديق - در برابر ديگران - همان افضل است و افضل ، به امامت شايستهتر است ، به ويژه آن كه كامل در تصديق در امر مصدّق رعايتكنندهتر و در پاسدارى از دين و تصرّف امينتر است ، با آن كه خداوند تبارك و تعالى به طور كلّى به تقواى مصدّق و مصدّق گواهى داده و در تتمّهء آيه فرموده است :أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَو اين خود اقتضاى عصمت را دارد و به اجماع جز على ( ع ) هيچ معصومى با پيامبر ( ص ) نبوده است . پس اوست امام با شرط بودن عصمت براى امام - چنان كه بيان شد - » .