نهان من است ] و آشكار تو آشكار من و دل نهفتههاى تو دل نهفتههاى من است « 1 » . تو در شهر علم منى ، و فرزندان تو فرزندان من هستند . گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است و حق با تو و در زبان تو و در قلب تو و در ميان چشمان توست . ايمان با گوشت و خون تو درهم آميخته است چنان كه با گوشت و خون من . خداوند تبارك و تعالى به من دستور داده است تو و خانوادهات را به بهشت مژده دهم و دشمنت را به آتش . هرگز ستيهندهء تو بر سر حوض كوثر بر من وارد نيايد ، چنان كه هرگز دوستدار تو حوض كوثر را از كف ننهد .
على ( ع ) مىگويد : در پيشگاه خدا به كمال سجده كردم و او را بر نعمتهايى كه از اسلام و قرآن به من ارزانى داشته است و محبّت خاتم الأنبياء ( ص ) را در دلم افكنده ستودم .
( 1 ) در كتاب مناقب « 2 » - به نقل از زمخشرى آمده است كه گفته : دو مرد نزد عمر آمدند و به او گفتند : نظر تو در بارهء طلاق دادن كنيز چيست ؟ او به سوى حلقهاى از مردان رفت كه در ميان آنها مردى طاس بود . پس به او گفت : نظرت در بارهء طلاق دادن كنيز چيست ؟ گفت :
هامش
( 1 ) سيد حامد حسين در خلاصه عبقات الانوار 5 / 283 - 284 در ذيل اين خبر مىگويد : « اين خود دليل روشنى است بر اين كه آفرينش امير المؤمنين همچون آفرينش رسول خدا بوده است و اين همان مفهوم حديث نور است و از اخبارى است كه اين حديث شريف را تأييد مىكند .
با اين جمله از حديث عصمت امير المؤمنين ( ع ) و برترى او بر همهء خلايق حتّى فرشتگان و پيامبران و ديگر اوليا و اوصيا نيز به اثبات مىرسد ، چه ، نهان و آشكار و دل نهفتههاى على همچون نهان و آشكار و دل نهفتههاى پيامبر اكرم ( ص ) است ، و آن چه نزد همگان ترديدى در آن نيست آن است كه نهان و آشكار و دل نهفتههاى پيامبر از هر گونه خطايى مصون است و از همهء خلايق ، برتر . پس نهان و آشكار و دل نهفتههاى حضرت ( ع ) نيز چنين است .
اين اقتضاى آن را دارد كه امامت و خلافت پيامبر اكرم ( ص ) از بديهيّات اوليه باشد و دلالت دارد بر ناپسندى مقدّم داشتن ديگران بر او و بطلان خلافت و امامت آنها .
اين حديث - چنان كه پنهان نيست - از ابعاد ديگرى نيز دلالت بر برترى حضرت ( ع ) دارد » .
( 2 ) رياض النضرة / 2 / 226 .