تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢

نه يك سره مطمئن و نه يك سره آسوده خاطر ، از گفتهء مادر كه به او وعدهء بازيچه هاى ديگر مىدهد ، كه هر چند ممكن است باشكوه تر باشند ، اما شايد او را خوشتر نيايند ، بدين گونه است رفتار طبيعت با ما ، بازيچه هاى ما را يك يك از ما مىربايد و دست ما را مىگيرد ، و با چنان نرمى ما را به آرامگاه خود مىبرد كه به دشوارى مىتوان دانست كه مايل به رفتن هستيم يا نه ، زيرا چنان خواب آلوده‌ايم ، كه نمىفهميم ، كه ناشناخته ها ، از شناخته ها تا چه پايه برترند . » ( 1 ) « افسوس نفس نغمه بندرت بر ما مىوزد . چون بادى است كه مىوزد ، به ارادهء خود ، نه به اراده ما و ديرى نمىپايد ، ما آواى او را مىشنويم ، ليكن ديارى نمىداند كه اين چنين ناگهانى و تند و نيرومند از كجا مىآيد ، يا در سير خود سرانهء خويش به كجا مىرود . » ( 2 ) [ خطاب به مرگ ] : « مرا ديگر ياراى ايستادگى نيست ، ولى تسليم نخواهم شد ، اين رزمى نيست كه در آن كم دلان تيغ بر كشند . در اين جا مغلوب ، فاتح ميدان است . » ( 3 )

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 170 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 174 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 182 . .