تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

و بر سطح نااستوار جنبان و خم شوندهء آن انديشه هاى ما بر فراز هاويهء ظلمانى سر گردان مىشوند . » ( 1 ) « آه ، اگر كودكان نمىبودند دنيا براى ما چه مىبود ، آن گاه از بيابانى كه در قفاى ماست بيشتر هراس داشتيم ، تا از ظلمتى كه روبه روى ماست . » ( 2 ) « همانطور كه تخيلات ابر آلود ما در كلامى آسمانى به ناگهان قالب مىگيرد ، همان گونه كه دل مشوش راز خود را در سپيدى چهره مىنماياند ، آسمان آشفته خاطر نيز اندوهى را كه در دل دارد فاش مىسازد . » ( 3 ) اى روانهاى كوچك كه چون شعاعهاى نور پاك و سپيد و تابناكيد ، سرچشمهء مينوى شما از عالم علوى است خورشيد غروب كنندهء من كه در مه ايام انكسار يافته چه سرخ جلوه مىكند ،

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 124 - 122 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 144 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 50 . .