من جامى پر از بادهء طهور به آنان عرضه مىكنم از بد نيتى آنان ، آب آن بادهء ظهور به سنگ مبدل مىگردد .
دسته هاى گل به پيش آنان بردم ، گلها بخار تبديل گشت و نوشها به نيش . آرى ، آن همه بهره بردارى از عنايت الهى نصيب كسانى است كه از خود پرستى نجات پيدا كردهاند ، آنان كه در اين دنيا چيزى را جز خود حيوانى شان نمىبينند و نمىپرستند ، هرگز از آن عنايات برخوردار نخواهند گشت .
بيدارى در حال رؤياى الهى بايد ، كه در همين بيدارى در رؤياهاى عالى غوطه ور شود . [ آيا مىدانيد كه آن كدامين مانع است كه از رؤياى مزبور جلوگيرى مىكند ؟ ] آن انديشه هاى محدود و حرفهاى است كه از توجهات و گرايشهاى رؤيايى باز مىدارد ، مادامى كه تفكرات معمولى كه نتايجى جز پيش برد خود طبيعى ندارد ، فرو ننشيند ، استعداد و گلوى گيرندهء حقايق بسته خواهد ماند . تا يك انسان به مقام والاى حيرت عالى نرسد ، تفكرات حرفهاى مزبور دست از گريبان روح او بر نخواهد كشيد .
آن حيرت عالى كه اگر به سراغ روح آدمى بيايد ، تفكر و ذكرهاى ظاهرى و عادى را از بين مىبرد .
كسانى كه در هنر سلوك الى الله به كمال برسند ، اگر هم در صورت ناچيز باشند ، ولى از نظر مقامات معنوى با عظمت مىباشند .
خداى بزرگ فرموده است : « شما به سوى ما خواهيد برگشت » بر گشتن چنين است كه گلهاى از خانه بيرون برود و سپس به خانه بر گردد . لا بد ديدهايد كه :
( ( 1119 ) ) چون كه گله باز گردد از ورود
پس فتد آن بز كه پيش آهنگ بود
آنان كه در اين دنيا در نظرها محقر و لنگ و عاجز مىنمودند ، در ورود به صحنه ابديت و سعادت جاودانى پيش از همه گام مىگذارند .
اين گونه بر گشتن ، آنان را كه در روز رستاخيز حالت گرفتهاى ( از عظمت الهى )