او مىخواهد موجوديت خود را به عنوان فرشتهء صلح و صفا معرفى كند كه از آسمان آمده و منت به زمين و زمين نشينان دارد كه قدم در روى خاك مىگذارد و از هواى زمين انسانها تنفس مىكند . مبارزه با موسى عليه السلام را روشنترين و با اهميتترين دليل ضرورت هستى خويش در كرهء خاكى معرفى مىكند در صورتى كه روشنترين و قاطعانه ترين دليل مفسد بودن وجود پليدش همان مبارزهاى است كه موسى عليه السلام با او شروع كرده است . اين طغيانگران خطرناكترين سلاحى كه در دست دارند و مىتوانند اجتماعى را در دريايى از اشتباه و شك و ترديد در بارهء راد مردان غوطه ور بسازند ، اين است كه با مهارت كامل از پديده هاى وضع موجود كه با زندگانى تصنعى مردم در هم آميخته است بهره بردارى نموده ، راد مردان را به مخالفت با آن پديده هاى بىاساس متهم مىسازند ، مردم هم كه غالبا از تفكر و ارزيابىهاى واقعى محرومند ، ناخود آگاه به مبارزه با آن مصلحين در حقيقت براى مبارزه با خود بسيج مىشوند و آن عده از اشخاص هم كه تا حدودى در سطح بالاتر از مردم معمولى قرار گرفتهاند ، به سيه چال شك و ترديد در بارهء آن مصلحين ساقط مىشوند . هر اندازه كه زمان شك و ترديد بيشتر بوده باشد و وسايل تحريك ماشين اجتماع در دست طغيانگران بيشتر ادامه پيدا كند ، شك و ترديد و اتهام در بارهء رهبران واقعى شديدتر و تدريجاً حتى آن اشخاص ما فوق سطح معمولى هم به دستهء ناخود آگاه مردم معمولى ملحق مىشوند . اما نااميدى در بارهء اصلاح انسانها و بروز حق و حقيقت به يك منطق صحيح متكى نيست ، زيرا به قول تروتسكى : « حقيقت راه خود را مىگشايد ، اما [ اگر چه ] لا طايلات نيز سخت جانند . » ( 1 ) لا طايلات و اتهامهاى نابجا و كاريكاتور سازىهاى طغيانگران هم مكتب
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 620
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٢٠
هامش
( 1 ) زندگى من ، تروتسكى ، ترجمه آقاى وزيرى ، ص 396 . .