تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢

جواب موسى عليه السلام فرعون را در تهديدى كه مىكردش

( ( 1076 ) ) گفت با امر حقم اشراك نيست گر بريزد خونم امرش باك نيست ( ( 1077 ) ) راضىام من شاكرم من اى حريف اين طرف رسوا و پيش حق شريف ( ( 1078 ) ) پيش خلقان خوار و زار و ريشخند پيش حق محبوب و مطلوب و پسند ( ( 1079 ) ) از سخن مىگويم اين ، ور نه خدا از سيه رويان كند فردا تو را ( ( 1080 ) ) عزّت آنِ اوست و آنِ بندگانْش ز آدم و ابليس برمىخوان نشانش ( ( 1081 ) ) شرح حق پايان ندارد همچو حق هان و هان بر بند و بر گردان ورق

آيه

« يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى اَلْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ اَلأَعَزُّ مِنْهَا اَلأَذَلَّ وَلِلَّه اَلْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلكِنَّ اَلْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ 63 : 8 . » ( 1 ) ( منافقين مىگويند : اگر به مدينه بر گشتيم ، افراد با عزت و شخصيت از ماها اشخاص پست و بىنوا را بيرون خواهند كرد . عزت از آن خدا و پيامبرش و مردم با ايمان است ولى منافقين نمىدانند . )

روايت

خداوند امور مردم را به خودشان سپرده است ، ولى به ذلت آنان اجازه نداده است ، مگر نمىبينيد كه خدا مىگويد : « و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين . . . » ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره المنافقون ، آيهء 8 . .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 15 ص 21 . .