فرعون را بنا مىنهاد و اگر فرعون راه زن يك موسى و يك هارون بود ، نفس حيوانى آدميان راه زن صد موسى و صد هارون مىباشد .
اين فقر و فلاكت است كه اژدهاى نفس را كرمك نشان مىدهد ، چنان كه بالعكس اگر شخصى از نظر موجوديت پشه ناچيزى بوده باشد ، به وسيلهء مال و جاه به صورت عقاب بزرگ مىنمايد . تا بتوانيد اژدهاى روانكاه نفس حيوانى را در فراق مزاياى مادى جهان افسرده اش نماييد .
مزاياى مادى جهان چونان خورشيد ، آتش زاى عراق است در تموز كه هر افسردهاى را به هيجان مىآورد [ سپس همان موجود كه پس از افسردگى به حركت در مىآيد واقعيات با ارزش را از بين مىبرد و خود نيز بدنبال آنها راه سقوط را در پيش مىگيرد ] .
مادامى كه اژدهاى نفس افسرده است او را تحت سلطهء خود مات و بىحركت بساز و با مات كردن او خود را از مات شدن ايمن ساز . اين اژدهاى دژخيم را مورد ترحم قرار مده ، اين همان موجود پليد جانكاه است كه اگر به حركت در آيد ، تو جز لقمهء ناچيزى در كام او نخواهى بود .
در آن هنگام كه شعله هاى سوزان خورشيد شهوت بر آن نفس بتابد و چونان خفاش كه با ورود در تاريكى شب ، پر و بال مىگشايد ، به حركت در آيد فورا و بدون توقف بمجاهدت مردانه بپرداز ، خدا ديدار خود را به تو پاداش خواهد داد .
وقتى كه آن مرد ساده لوح اژدها را به جاى گرمسير آورد ، اژدها بناى سركشى و طغيانگرى نهاد ، آن چه كه ما در بارهء سر كشىهاى آن گفتيم يك صدم هم نمىباشد . تو بىنواى ساده دل چنين گمان مىكنى كه مىتوانى اژدهاى نفس را بدون سركوبى و مقاومت در مقابل خواسته هايش ، با تمام وقار و وفا و احترام تحت سلطهء خود داشته باشى مگر هر آدم زبون و بىشخصيت مىتواند به اين آرزوى بزرگ ( تسلط به نفس حيوانى ) نائل شود ؟
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 617
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦١٧