تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩

ديدن محبوب خود صرف نظر نماييد و به كمك شخص درمانده بشتابيد . در اين صورت طبيعيست كه از بر خورد اين ميل و وظيفه تضاد در شما ايجاد مىگردد . خلاصه كمتر كسى است كه روزانه چندين بار در معرض اين گونه تضادها واقع نگردد . نوع و وسعت و شدت اين تضادها بستگى دارد به محيطى كه در آن زندگى مىكنيم . اگر تمدنى قوام گرفته و به سنن خود پايبند باشد ، شخص كمتر مواجه با مسائل متضاد مىگردد ، زيرا هر آن خود را در برابر مسائل تازه‌اى نمىبيند تا مجبور به انتخاب گردد . البته در چنين جماعاتى باز هم تضادهايى وجود دارد منتهى كم ، اما اگر تمدن و فرهنگى در مرحلهء تحول سريع باشد و ارزشهاى متضاد و طرق مختلف زندگى دايما در برابر يكديگر قرار گيرند ، امكان بروز تضاد در افراد آن جامعه فوق العاده زياد خواهد شد . در هر صورت بروز مقدارى تضاد روحى در اشخاص اجتناب ناپذير مىباشد ، كه البته نامطلوب است ، ولى نه به شدت تضادهاى عصبى . » ( 1 ) اين گونه تضادها و تزاحمها را به طور مطلق نبايد محكوم كرد ، چنان كه هورناى گمان مىكند ، بلكه تنها افراد معمولى يك جامعه است كه در برابر آنها ناراحتى و احساس شكست و بالاخره فرسودگى روانى احساس مىكنند ، در صورتى كه براى گروه ديگر همين تضادها و تزاحمها جنبهء آموزندگى داشته و مىتواند قضايا را از جوانب گوناگون تحت مطالعه قرار داده ، با تحصيل مقاومت در شخصيت ، پاى به ما فوق آنها بگذارد . قسم دوم - تضادهاى عصبى است كه افراد فراوانى در تمام اجتماعات ديروز و امروز و عقب مانده و پيش رفته دارا مىباشند .

هامش
( 1 ) تضادهاى درونى ما ، كارن هورناى ، ترجمهء آقاى م . ج . مصفا ، ص 17 و 18 . .