براى بررسىهاى اجمالى گرديدن در نوع انسانى ، مجبوريم انسان را در دو مرحلهء عمده مطرح نماييم :
مرحلهء فردى .
مرحلهء اجتماعى خالص .
19 - يك - مرحلهء فردى
جلال الدين مىگويد :
مهر و هيبت هست ضد يكدگر
اين دو ضد را ديد جمع اندر جگر ( 1 ) نفس ما يكسان به ضدها متصف
خاك هم يكسان روانشان مختلف ( 2 )
توضيح : بيت دوم بيان روشنى در جريان كلى تضاد است . در مصرع اول جلال الدين جريان تضاد را در درون انسانها باز گو كرده و مىگويد : نفس داراى اضداد است ، در مصرع دوم مىگويد :
اضدادى كه در روان يك فرد از انسان وجود دارد ، او را به گرديدن وادار نموده در اين اتحاد و گرديدن كار فرد به پايان نمىرسد ، بلكه همان روان فرد در مقابل روانهاى ديگر رابطهء اختلاف و تضاد پيدا مىكند و به جريان مىافتد ، گرديدنهاى محصول روانها در هماهنگى در محبتها و ايده ئولوژىها كاملًا روشن است .
اين در مواردى است كه رابطهء تضاد ميان روانها در مسير مثبت قرار بگيرد نه در مسير منفى ، و الا يعنى اگر تضادهاى آدميان در مسير منفى به جريان بيفتد كه متأسفانه اكثريت تاريخ را هم تشكيل مىدهد ، رابطهء مزبور به نابود ساختن ضعيف و ناتوان منجر مىشود ، سياه و سفيد و دانا و نادان و ثروتمند و فقير . . . مطرح مىشود بلكه بد بختانه حتى جهان بينى و جهان يا بى شان هم تضاد كشنده پيدا مىكند براى
هامش
( 1 ) دفتر سوم ص 30 بيت 55 . .
( 2 ) دفتر سوم ص 214 بيت 19 . .