تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
ارتباط و تاثير اشياء برونى در گرديدن جاى ترديد نيست كه اگر اشياء و پديده هاى جهان طبيعى ارتباطى با يكديگر نداشتند ، خواص درونى اشياء پديدار نمىگشت . اين حقيقت جاى اشكال و اعتراض نيست ، آن چه مورد بحث است ، دو مسئلهء ذيل است : مسئلهء اول - آيا خاصيت درونى شيء كه گاهى ضد درونى از آن تعبير مىشود در بروز تحولات و گرديدنها اثر اساسى دارد ، يا اشياء خارجى ؟ مسئلهء دوم - آيا قلمرو جانداران مخصوصاً انسانها هم در پديده گرديدن مانند ساير موجوداتند ؟

15 - مسئلهء يكم - عنصر اساسى گرديدن كدام است ؟

در اين مسئله اختلاف نظر شديدى ميان متفكرين ديده مىشود ، به طور كلى سه گروه مهم را در مقابل اين مسئله مىتوان تصور نمود : گروه الف - مىگويند : عنصر اساسى گرديدن همان ضد درونى شيء است كه در آن نهفته است . سران اين مكتب هراكليد هگل و كارل ماركس و انگلس و لنين و مائوتسه تونگ مىباشند . عبارت متفكر اخير اين است : « بر طبق نظريهء ماترياليسم ديالكتيك تغييرات طبيعت در اصل بخاطر گسترش تضادهاى درونى در طبيعت است . تغييرات اجتماعى نيز اساسا مربوط به گسترش تضادهاى درونى جامعه است ، مانند تضاد بين نيروهاى توليدى و نسبتهاى توليد ، تضاد بين طبقات و تضاد بين كهنه و نو . رويش اين گونه تضادها است كه اجتماع را به جلو مىراند و مرحلهء توقف يك جامعهء كهنه را با اجتماعى نوين آغاز مىنمايد . آيا ماترياليست ديالكتيك علل خارجيه را به حساب نمىآورد ؟ ابدا ، ماترياليست ديالكتيك عوامل خارجى را شرط تغيير و عوامل داخلى را اساس تغيير مىداند . در يك وضعيت و حرارت مناسب تخم مرغ به جوجه مبدل مىشود ، اما هيچ گاه شرايطى وجود ندارد