تركيبى و بالعكس ، و هيچ واحدى نيست كه به طور عينى اين دو تماس را با يكديگر متحد بسازند ، مگر شناسايى مجموع دو حالت اشياء ، ولى مىدانيم كه اين حالت شناسايى تنها در كلمه متحد است و الا از نظر معنى دو شناسايى قابل اتحاد با يكديگر نمىباشند .
13 - موضوع دوم - آيا درون و برون مطلق وجود دارد ؟
اگر ما ديدگاه علمى و فلسفى خود را در جهان طبيعت منحصر كنيم ، با موضوعات ذيل روبه رو خواهيم بود :
1 - يك موجود گسترده كه ماده يا واقعيت به معناى عمومى معرفى مىشود .
2 - حركت و تحول كه يا جزء ذات ماده است يا لازمهء ذات آن .
3 - ارتباطات و خواص گوناگونى وجود دارد كه ماده و حركت را در اوضاع و شرايط مختلف نشان مىدهد و ما انسانها آنها را به صورت قانون در مىآوريم و بهره بردارى مىكنيم .
4 - خواص و مشخصات اجزاء و پديده هاى ماده گاهى در هم مىپيچند و گاهى باز مىشوند .
اين در هم پيچيدن است كه برون و درون ، ظاهر و باطن ، صورت و معنا ، شكل و ماهيت را براى ما مطرح مىكنند . قطعهاى از عناصر را براى مشاهده بر مىنهيم ، اين قطعهء اورانيوم است . شكل ظاهرى معينى دارد و در همان حال خواص فيزيكى مشخصى را دارا مىباشد . وقتى كه مىخواهيم بدانيم درون اين عنصر چيست ؟ دست به تجزيه و تحليل مىزنيم و در نتيجه به ذرات كوچكى بنام الكترون و پروتون مىرسيم .
با به دست آوردن چنين دانش مىگوييم : عنصر اورانيوم برونى دارد و درونى .
برونش همان موجوديت مخصوص با خواص معينى است كه قابل لمس و مشاهده است ، درونش عبارت است از ذرات آتمى كه از اجزاء بسيار كوچك مانند الكترون و پروتون تشكيل مىيابد .